پرستاری نوین

پرستاری بهترین روش خدمت به مردم است

خبر های خوش برای پرستاران
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

خبرهای خوش تازه برای پرستاران

 

معاون اجتماعی سازمان نظام پرستاری کشور از استخدام ۱۴ هزار پرستار شرکتی در وزارت بهداشت، افزایش ۶ برابری حق نوبت کاری و افزایش فواق العاده سختی کار و شمول مزایای سختی کار برای همه پرستاران کشور خبر داد.

محمد شریفی مقدم ، افزود: در پی دستورات اکید رئیس جمهوری برای رفع مشکلات پرستاران، اعضای شورای عالی نظام پرستاری روز گذشته جلسه‌ای را با داوودی، معاون اول رئیس جمهوری و باقری لنکرانی وزیر بهداشت داشتند که تصمیمات بسیاری خوبی برای رفع مشکلات پرستاران در این جلسه اتخاذ شد.
وی افزود: قرار شد حق فوق العاده سختی شرایط محیط کار پرستاران که تاکنون بین ۲۵ تا ۶۵ درصد حقوق آنان بود حدود ۳۵ درصد برای همه افزایش یابد به طوری که همه پرستاران بین ۶۵ تا ۱۰۰ درصد حقوق خود را به عنوان فوق العاده سختی شرایط محیط کار دریافت کنند.
شریقی مقدم اضافه کرد: علاوه بر آن حق فوق العاده نوبت کاری پرستاران که تاکنون به طور متوسط حدود ۶ هزار تومان برای پرستاران بود به حداقل ۲۸ هزار تومان و حداکثر ۵۰ هزار تومان ، یعنی حدود ۵ تا ۶ برابر افزایش یابد.
معاون سازمان نظام پرستاری گفت: در این جلسه همچنین با توجه به تاکیدات آقای احمدی نژاد در جلسه دو هفته گذشته که با اعضای شورای عالی نظام پرستاری داشت، قرار شد طرح ارتقای مسیر شغلی پرستاری هر چه زودتر برای همه پرستاران اجرا شود.
شریقی مقدم افزود: یکی از مهمترین تصمیم‌هایی که در جلسه دیروز اتخاذ شد،حذف کامل اشتغال پرستاران شرکتی در بیمارستانهای دولتی بود و قرار شد هر چه زودتر ۱۴ هزار پرستار شرکتی کشور به صورت پیمانی به استخدام بیمارستانها و دانشگاههای علوم پزشکی درآیند تا مشکل امنیت شغلی، حقوق و مزایا، بیمه و اجحافهایی که به این پرستاران شرکتی می‌شد به طور کلی بر طرف شود.
وی ادامه داد: بر اساس تصمیماتی که در جلسه دیروز اتخاذ شد از این پس پرستاران شاغل در بخش خصوصی نیز شامل مزایای سخت و زیان آور بودن این حرفه می‌شوند و معاون اول رئیس جمهوری نیز در این جلسه با اعلام این مطلب که آقای احمدی نژاد حساسیت ویژه‌ای نسبت به احقاق حقوق پرستاران دارد بر اجرایی شدن هر چه زودتر این تصمیمات تاکید کرد.
وی گفت:‌ وزیر بهداشت نیز در این جلسه گفت با توجه به تاکیدات رئیس جمهوری و در اختیار قرار گرفتن منابع مالی لازم برای اجرای این تصمیمات هر چه زودتر شاهد اجرایی شدن این تصمیمات خواهیم بود زیرا در دولت جدید عزم جدی برای رفع مشکلات پرستاران وجود دارد.


 
پولیپ های کولون چه هستند؟
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

پولیپ های کولون چه هستند؟

پولیپ یک بافت اضافه است که در داخل بدن شما رشد می کند. پولیپهای کولون در روده بزرگ رشد
می کنند. کولون که روده بزرگ  هم خوانده می شود بخشی از دستگاه گوارش است و یک لوله دراز تو خالی در انتهای دستگاه گوارش است و بدن در آن مدفوع را ساخته و ذخیره می کند.

 

 

 


 
آپاندیسیت
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

آپاندیس چیست؟
زایــده کرمی شکلیست که از نخستین بخش از روده بزرگ بـنـام سکوم منشاء می گـیـرد. طـول آپـانـدیــس از 2 تا 20 سانتی متر متغیر میباشد. قطر آن نیز 8-7 میلی متر است.آپـاندیـس در نــاحیه تحـتانی شکم و در سمت راست واقعمی باشد.

وظیفه آپاندیس در بدن چیست؟
آپاندیس هیچگونه عملکرد شناخته شده ای در بدن ندارد.امـــا از آنجایی که آپاندیس مملو از سلولهای لنفاوی است بخشی از سیستم ایمنی بدن بشمار آمده و پادتن هایی را به درون روده ترشح میکند. اما برداشتن آپاندیس تاکنون عوارضی را در پی نداشته است. نظریه ای دیگری حاکی از آن دارد که آپاندیس در نیکان گیاهخوار ما وظیفه هضم و تجزیه سلولز را بعهده داشته است اما با تغییر عادات غذایی انسانها این عضو کارایی خود را از دست داده است و با برداشتن آن تغییری در عملکرد گوارشی بدن پدید نمی آید.

آپاندیسیت چیست؟
به التهاب و تورم آپاندیس، آپاندیسیت میگویند.

میزان شیوع آپاندیسیت چه میزان است؟
به ازای هر 100 نفر 6 نفر در طول زندگی خود به آن مبتلا میگردند. میزان شیوع آن در سنین 30-10 سالگی بیشتر می باشد.

دلایل ایجاد آپاندیسیت چیست؟

1-
انسداد آپاندیس.(تجمع و سفت شدن مدفوع که به آن فکالیت میگویند و یا تورم بافت لنفاوی درون و بیرون آپاندیس و یا تومورها باعث انسداد میگردند)
2- ایجاد زخم در مخاط آپاندیس.
3- حمله باکتریها و ویروسها.

در شرایط فوق باکتریها تکثیر یافته و آپاندیس متورم و پر از چرک میگردد. همچنین انسداد موجب مختل شدن جریان خون و التهاب آپاندیس میگردد. آپاندیسیت یک اورژانس پزشکی محسوب گردیده و عدم درمان فوری آن عوارض مرگبار زیر را در پی خواهد داشت:

1- پارگی آپاندیس و انتشار عفونت به محفظه شکم که به آن پریتونیت میگویند و عفونت خطرناک پوشش داخلی شکم (صفاق) را در پی خواهد داشت.
2- راه یابی عفونت به جریان خون که بسیار مهلک است.
3-ایجاد آبسه در پی پارگی آپاندیس .


علایم آپاندیسیت به قرار زیر میباشد:

1-درد  در ناحیه شکم که از اطراف ناف آغاز شده و به تدریج به نواحی تحتانی و راست شکم امتداد می یابد. درد معمولا پس از 12 تا 24 ساعت تشدید شده و از  یک درد مبهم به یک درد مشخص تر و موضعی تر تبدیل میگردد. درد حین حرکت دادن بدن، تنفس عمیق، سرفه و عطسه تشدید میگردد.
2- بی اشتهایی.
3- تهوع و استفراغ.
4- ناتوانی در دفع گاز.
5- تب خفیف که بدنبال علایم دیگر روی میدهد.
6- تورم شکم (در مراحل انتهایی)
7- افزایش تعداد گلبولهای سفید خون.
8- تکرار ادرار.
9-اسهال و یا یبوست.

نکته: هرگاه دچار علایم مذکور شدید به هیچ عنوان از داروهای ملین، مسهل و تنقیه برای برطرف کردن یبوست استفاده نکنید زیرا احتمال پارگی آپاندیس را افزایش میدهد. همچنین از قرصهای ضد درد نیز استفاده نکنید چرا که تشخیص آپاندیسیت شما توسط پزشک مشکل خواهد شد. تا پیش از تشخیص آپاندیسیت نیز چیزی نخورید و نیاشامید.

نکته: در مواردی که محل قرارگیری آپاندیس در بدن طبیعی خود نباشد ممکن است ناحیه درد متفاوت از آنچه گفته شد باشد.


روشهای تشخیص آپاندیسیت

1- معاینات بالینی توسط پزشک. درد وحساسیت به لمس ناحیه شکم بیمار بررسی میگردد.
2- عکسبرداری با سی تی اسکن و سونوگرافی برای تایید بیماری.
3- آزمایش ادرار برای رد عفونتهای ادراری که میتواند علایمی مشابه درد آپاندیسیت ایجاد کند.
4- آزمایش خون.

روش درمان آپاندیسیت:

عمل جراحی و برداشتن آپاندیس (آپاندکتومی) به طرق زیر:

1- روش عادی: ایجاد برش کوچک در ناحیه تحتانی راست شکم.
2- روش لاپاروسکوپی: ایجاد 3 تا 4 برش ریز .

پس از عمل جراحی معمولا بیمار پس از 1 تا 3 روز از بیمارستان ترخیص میشود. دوره بهبودی و نقاهت نیز یک هفته بطول می انجامد که در این مدت بیمار میبایست حرکات بدنی خود را محدود کرده و ابتدا از رژیم مایعات و بتدریج ار رژیم غذایی جامد استفاده کند.

نکته:در صورتی که آپاندیس پاره شده باشد بیمار تا یک هفته باید در بیمارستان بستری و با آنتی بیوتیک تحت درمان قرار گیرد.

نکته:در صورتی که اطراف آپاندیس آبسه تشکیل شده باشد ابتدا با عمل جراحی  محتویات آبسه را تخلیه کرده و برداشتن آپاندیس برای چند روز به تعویق می افتد.


چگونه از بروز آپاندیسیت پیشیگیری کنیم؟

آپاندیسیت قابل پیشگیری نیست اما رژیم غذایی غنی از فیبر، سبزیجات  و میوه جات از بروز آن میکاهد.


 
آسم
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

آسم چیست؟
آسم یک بیماری ریوی است که در آن جریان هوا در داخل و خارج از ریه به خاطر التهاب و آماس محصور می شود. جزء بیماری های بسیار خطرناک به حساب می آید که 17 میلیون امریکایی را مبتلا کرده است. بنابر آماری که در سال 2002 انجام گرفت، سالانه 500000 امریکایی به واسطه ی این بیماری بستری شده و بیش از 5000 نفر جان خود را از دست می دهند.

احتمال مرگ و میر و بستری شدن زن ها به خاطر این بیماری بیش از مردان است. و زنان کلاً بیش از مردان در معرض ابتلا هستند. در سال 1999 تعداد مردهای مبتلا به آسم 4.3 میلیون بود در مقایسه با زن ها که 6.2 میلیون نفر بوده است. همچنین از جنبه ی نژادی افریقایی-امریکایی ها سه یا چهار برابر امریکایی ها به این بیماری مبتلا می شوند. و افریقایی-امریکایی ها شش برابر سفیدپوستان به این بیماری مبتلا میشوند.

زودگذر یا دیرینه؟
آسم می تواند هر فردی را در هر موقعیتی مبتلا کند. اما معمولاً ابتلا به آن از اوایل زندگی به خاطر عوامل ژنتیکی و محیطی آغاز می شود. اگرچه این بیماری گاهاً در بچه ها هم دیده می شود، اما اگر زود تشخیص داده شود می توانند تا آخر عمرشان با این بیماری کنار بیایند. حتی دیده شده است که در بعضی از این بچه با رسیدن به دوران بلوغ علائم بیماری به کل ناپدید می شود.

سن ابتلا بنابر عوامل محیطی مثل کشیدن تنباکو، سابقه ی خانوادگی، آلودگی زیاد محیط و عوامل ژنتیکی متغیر است.

در بعضی موارد ممکن است آسم خفیف در بچه ها تا دوران بلوغ و بزرگسالی ناشناخته بماند یا اینکه فردی به خاطر کشیدن سیگار یا ابتلا به بیماری های برونشیت یا ذات الریه در دوران میانسالی به آسم مبتلا شود.

علائم
زمانی که فردی دچار حمله ی آسم می شود، دیواره ی ریه حساس و ملتهب میشود. موارد زیر جزء علائم این بیماری شمرده می شوند:

  • تنگی نفس
  • تنگی قفسه سینه قبل و بعد از انجام حرکات ورزشی
  • سرفه مکرر برای صاف کردن سینه
  • تولید زیاد خلط در ریه
  • تنگی نفس که همراه با انقباض عضلات جدار قصبه الریه می باشد
  • کاهش حجم ریه
  • قطع شدن نفس که نیازمند درمان های پزشکی و استفاده از اسپری هوا می باشد
  • بازماندن از ادامه ی فعالیت به خاطر افتادن از نفس

اگر شما این علائم را در خود مشاهده می کنید، حتماً بلافاصله نزد پزشک متخصص بروید. در موارد نادری بعضی از بیماری های قلبی با علائمی مشابه با آسم دوران میانسالی دیده می شود. هرچند که با انجام آزمایشاتی ساده و بررسی تاریخچه ی پزشکی شما، پزشک می تواند به راحتی بیماری را تشخیص دهد و درمان مناسب را انجام دهد.   

آلرژی ها
آسم رابطه ی نزدیکی با آلرژی ها و واکنش فیزیولوژیکی نسبت به مواد آلرژی زا دارد. زمانی که افراد آلرژیک در یک محیط آلرژی زا تنفس کنند، سیستم دفاعی فعالیت میکند و مولکولی به نام گلوبولین ایمنی E (IgE)  می سازد.

پادتن IgE ماست سل (یاخته ی شخاخواه) که نوعی سلول دفاعی است ایجاد میکند تا مواد شیمیایی مخالف درمسیرهای جریان هوا آزاد کند. این پادتن ها جدار ریه را اذیت م یکنند و بعد مسیرهای جریان هوا ملتهب و حساس می شوند و باعث سرفه کردن، خس خس و سختی تنفس می شود.

آلرژی های آسمی در افراد مختلف متفاوت است، اما در اینجا به چند نوع متداول آنها اشاره می کنیم:

  • ورزش شدید
  • هوای سرد و تغییرات هوایی
  • مواد آلرژی زا مثل گرده، پرز و پشم حیوانات، گرد و خاک، کپک و دود تنباکو
  • بعضی داروها
  • بعضی غذاها مثل حلزون صدف دار
  • بعضی از انواع بیماری های ویروسی

البته شایان ذکر است که همه ی افراد مبتلا به آلرژی به آسم مبتلا نمی شوند و همه مبتلایان آسم، آلرژی ندارند.   

راه های پیشگیری
مثل سایر بیماری های مزمن، حفظ وزن مناسب و رژیم غذایی سالم و پرهیز از استعمال تنباکو می تواند تا حد زیادی از این مسئله جلوگیری کند.

هرچند اگر در معرض ابتلا به آسم هستید یا در کودکی تجربه ی آن را داشته اید، بهترین راه جلوگیری از ابتلای آن در آینده، انجام دستورالعمل های پزشک  و انجام مداواهای مربوط به آلرژی می باشد.

راه های درمان
اگر شما هم یکی از آن افرادی هستید که تشخیص داده شده مبتلا به آسم هستید، نگران نباشید، چون راه های زیادی برای درمان و غیر فعال کردن بیماریتان وجود دارد.

به خاطر اینکه آسم در افراد مختلف متفاوت است، درمان های ویژه نیز باید برای هر فرد انجام گیرد. اگر پزشک خانوادگیتان هم می تواند تا حد زیادی به شما کمک کند اما بهتر است که به پزشک متخصص مراجعه کنید تا درمان های اساسی برایتان انجام دهد. در اینجا به چند نوع از درمان های آسم اشاره می کنیم:

تزریقات آلرژی
این درمان می تواند بسیاری از آلرژی های مربوط به آسم را از بین ببرد. اما این درمان بسیار پر هزینه و وقت گیر است.

همه ی پزشکان نیز به مفید بودن این نوع درمان معتقد نیستند چون همه ی بیماران ممکن است نسبت به آن آلرژی ها حساسیت نداشته باشند. استفاده از این نوع درمان برای مبتلایان به بیماری های قلبی منع می شود.   

تجویز دارو
استفاده ی به موقع داروهای تجویز شده آسم را کاملاً غیر فعال می کند.

داروهای تجویز شده برای این منظور معمولاً با التهابات ایجاد شده مقابله می کند. تعداد و شدت حمله های آسم را کاهش می دهد. بعضی از این داروها را باید هر روزه استفاده کرد. دو نوع متداول این داروها عبارتند از:

برونکودیلاتور: این متداول ترین نوع دارو برای درمان این بیماری به حساب می آید. که اسپری های مخصوص برای استنشاق هوا است. استفاده از این وسیله می تواند حمله ی آسم را متوقف کند و همچنین استفاده ی آن 15 تا 30 دقیقه قبل از انجام فعالیت های شدید از آغاز حمله پیشگیری می کند.

داروهای ضد التهاب:   از این داروها برای پیشگیری استفاده می شود و شدت و تکرار حمله های آسم را کاهش می دهد.

اجتناب از مواد آلرژی زا
یکی از بهترین راه های جلوگیری از حملات آسم اجتناب از محیط هایی است که در آم مواد آلرژی زاای تحریک کننده ی آسم وجود دارد. البته ممکن است این درمان کافی نباشد اما پزشکان معمولاً آن را توصیه می کنند.   

اجتناب از فعالیت شدید
فعالیت های مخصوصی مثل اسکی روی یخ، ورزش های زمستانی، پیاده روی تند در هوای سرد می تواند احتمال حملات آسم را بیشتر کند. اما فعالیت های که داخل ساختمان انجام می گیرد مثل شنا کردن اشکالی ایجاد نمی کند.   

نفسی عمیق بکشید...
آسم بیماری است که می تواند کنترل شود، اما معالجه نمی شود. داشتن آگاهی در این زمینه می تواند بسیار به شما برای پیشگیری یا کنترل این بیماری به شما کمک کند. با مشاهده ی علائم این بیماری در خودتان فوراً با پزشک متخصص مشورت کنید .


 
فتق
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

فتق ( Hernia)

·                                تعریف فتق

         وقتی فتق اتفاق می افتد که قسمتی از یک ارگان ( معمولاً روده ) از طریق یک نقطه ضعیف، دیواره عضلانی (که احشاء را در سر جای خود نگه داشته) ، پاره کرده و به فضای دیگری که در حالت عادی نباید حضور داشته باشد، وارد شود.

فتق انواع مختلفی دارد که تقسیم بندی آن براساس محلی است که فتق اتفاق می افتد.

1-                فتق کشاله ران : در این فتق ما برجستگی در ناحیه کشاله ران و یا درون کیسه بیضه را داریم و این نوع از فتق در مردان بسیار شایعتر از زنان است.

2-                فتق رانی : برجستگی در قسمت بالای ران ایجاد شده و در زنان بیشتر از مردان دیده
می شود.

3-                فتق نافی : برجستگی در اطراف ناف ایجاد می شود و در صورتی اتفاق می افتد که عضلات اطراف ناف نتوانند کاملاً آن ناحیه را بپوشانند.

4-                فتق برشی : در محل عمل جراحی قبلی روی جدار شکم ایجاد شده و بعلت جدا شدن عضلات از همدیگر در محل عمل جراحی پیشین بوجود می آید.

·                                علائم و نشانه های بیماری

-                     احساس ناراحتی در ناحیه کشاله ران و یا درد در آنجا که با بلند کردن جسم و یا خم شدن به جلو این ناراحتی تشدید می شود.

-                     وجود توده برجسته در کشاله ران و یا کیسه بیضه که با لمس دردناک می شود.

-                     وجود برجستگی بدون درد در بچه ها

         پزشک به محض برخورد یا این برجستگی معاینات خود را برای اثبات تشخیص فتق آغاز
می کند. اگر توده فوق در اثر سرفه، خم شدن و یا بلند کردن جسم سنگینی و یا زور زدن بزرگتر شود احتمالاً بیمار دچار فتق می باشد. در کودکان و یا نوزادان باید اندازه توده را هنگام گریه کردن و یا سرفه چک کرد که اگر بزرگتر شود، تشخیص فتق می باشد.

·                               
دلایل بیماری

 در بسیاری از مواقع هیچگونه دلیل روشنی برای فتق پیدا نمی شود، اگر چه گاهی اوقات این بیماری با بلند کردن وزنه های سنگین رابطه دارد.

         گاهی فتق در نوزادان و یا کودکان دیده می شود. در این موارد بافت پوشاننده احشاء داخلی قبل از تولد بطور کامل بسته نشده است. تخمین زده می شود که حدود 5 درصد کودکان مبتلا به فتق کشاله ران می شوند ( پسرها بیشتر از دخترها ) که البته بعضی از آنها تا سن بلوغ علامتی نخواهند داشت.

         در شرایط زیر احتمال ایجاد فتق در افراد بالاتر خواهد بود.

-                     وجود فتق در خانواده و اقوام نزدیک فرد

-                     ابتلا به بیماری فیبروز کیستیک

-                     ابتلا به بیضه نزول نکرده

-                     افراد چاق

-                     افرادی که پروستات بزرگی دارند و باید برای ادرار کردن همیشه زور بزنند.

-                     ابتلا به سرفه مزمن

-                     افرادی که بطور مزمن مبتلا به یبوست بوده و برای تخلیه مدفوع خود باید فشار زیادی به خود بیاورند.

·                                چه موقع باید بدنبال اقدامات پزشکی رفت؟

         بغیر از فتق نافی که در اکثر موارد تا سن 4 سالگی بهبود می یابد، در مورد سایر موارد فتق، در اولین فرصت پس از تشخیص بهتر است بیمار عمل جراحی شود. زیرا خصوصاً در ماههای اول پس از تشخیص احتمالی ایجاد عوارض بالا می باشد.

         در موارد زیر باید بی درنگ به پزشک مراجعه کرد.

-                     فردی که به فتق مبتلا است و محتوای فتق با فشار آرام به محوطه شکمی باز نمی گردد.

-                     فردی که به فتق مبتلاست دچار تهوع، استفراغ و یا تب شود.

-                     محل فتق، قرمز ارغوانی ، تیره و یا کلاً دچار تغییر رنگ شود.


 

·                                علائم و نشانه های بیماری

         مهمترین عارضه فتق ، گیر کردن محتوای آن بوده، که معمولاً روده است و فشار بر اعضای گیر افتاده موجب قطع خونرسانی به آنها شده  که نهایتاً باعث نابودی عضو می شود که این مورد یکی از اورژانسهای جراحی است و می تواند جان مریضی را به خطر بیاندازد.

·                                       

 

                            درمان

         تقریباً تمام موارد فتق احتیاج به جراحی دارد که بهتر است این عمل قبل از ایجاد عوراض انجام شود. در این جراحی ممکن است از بیهوشی عمومی یا موضعی استفاده شود. در ابتدا از طریق یک شکاف روده را به سر جای خود در محوطه شکمی برمی گردانند و سپس عضلات و بافتهای پوشاننده را به هم نزدیک کرده و با بخیه ترمیم می کنند. در اکثر موارد یک بافت مصنوعی پلاستیکی (Mesh) برای افزایش قدرت منطقه ای که ضعیف بوده و در حال ترمیم است بکار می رود.

         پس از جراحی،منطقه عمل با یک پانسمان پوشانده می شود که پس از 2-1 روز برداشته
خواهد شد.

         از عوارض این جراحی می توان به عفونت و ایجاد آبسه اشاره کرد و برای رفع درد پس از عمل گاهی از مسکن استفاده می شود.

         نتیجه عمل هم معمولاً خوب است و درصد عود پائین می باشد. (3-1 درصد )

·         

                                            

                       پیشگیری

         البته خیلی از موارد فتق دلیل روشنی ندارد ولی رعایت نکات زیر مفید بنظر می رسد :

-                     استفاده از تکنیک مناسب برای بلند کردن وزنه یا اجسام سنگین

-                     کاهش وزن در افراد چاق

-                     جلوگیری از ایجاد یبوست با خوردن سبزی ها و میوه ها، نوشیدن مقادیر زیادی مایعات،
ورزش منظم، بمحض احساس دفع به دستشوئی رفتن و خودداری از احتباس مدفوع.


 
سپسیس چیست؟
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

SEPSIS

سپسیس یک بیماری جدی است که معمولاً توسط باکتری ایجاد میشود.

سپسیس زمانی اتفاق می افتد که باکتری در ریه، روده ها، مجاری ادراری و مثانه، سمی تولید می کند که به سیستم ایمنی بدن و ارگانها و بافتهای بدن، حمله می کند.

می تواند بسیار خطرناک باشد زیرا در صورتیکه درمان نشود، برروی کلیه ها، ریه ها، مغز و گوش اثرات خطرناکی خواهد گذاشت.

در هر فرد ودر هر سنی اتفاق می افتد ولی بیشتر در شیرخواران کم سن که سیستم ایمنی بدنشان به اندازه کافی رشد نکرده است و عفونت خیلی دیر از بدنشان دفع میشود و افرادی با سیستم ایمنی ضعیف مثل HIV  شایع تر می باشد.

اگر درجه حرارت مقعدی شیرخوار شما 4/100 فارنهایت یا 38 درجه سانتیگراد باشد و علائمی شبیه خواب آلودگی، کم اشتهایی و مشکل تنفسی باشد، بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

در بچه های بزرگتر علائم سپسیس ممکنست شامل تب(دهانی) بالای 5/99 فارنهایت و یا 5/37 درجه سانتیگراد باشد و همچنین خواب آلودگی، تحریک پذیری و شکایت از احساس گرما، باشد (گرگرفتگی)

اگر درجه حرارت بدن بچه شما نرمال باشد ولی هنوز نگران هستید بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

Sepsis چیست؟

وقتی که بدن به عفونت و التهاب باکتریال بطور طبیعی، واکنش نشان دهد سپسیس اتفاق می افتد. در سپسیس باکتریها سمی تولید می کنند که باعث انتشار وسیع التهاب در ارگانهای بدن شده و درجه حرارت بدن فرد فشار خون و عملکرد ریه ها و دیگر ارگانها بسرعت تغییر می کند.

شیرخواران زیر 2 ماه، بیشتر مستعد عفونت خون (sepsis) هستند زیرا سیستم ایمنی آنها هنوز بقدر کافی جهت دفع برخی از منابع عفونی، رشد نکرده است. همچنین در افرادی که سیستم ایمنی آنها بوسیله بیماریهای مزمن و بیماریهایی مثل ایدز به مخاطره افتاده است، شایعتر است.

علائم و نشانه های سپسیس:

در نوزادان علائم واضح کمتری دارد ولی این علائم از کودکی به کودک دیگر متفاوت ممکنست باشد. غالباً این کودکان بیحال هستند و از خود نمی توانند مراقبت کنند.

برخی از علائم و نشانه های عفونت خون در نوزادان و کودکان شامل موارد زیر است:

1-بی اشتهایی و اشکال در غذا خوردن

2-تب (بالای 4/100 درجه فارنهایت و 38 درجه) یا گاهی پایین آمدن غیرطبیعی درجه حرارت بدن

3-ناتوانی و سستی و بی ارادگی

4-لتارژی (بی تفاوت و نمی شنود)

5-کاهش تن صدا (مثل گرفتگی صدا)

6-تغییرات ریت قلب یا تاکی کارد است (سپسیس زودرس) و یا برادی کارد است (سپسیس دیررس) و سپسیس معمولاً با شوک همراه است.

7-تنفس سریع یا دیسترس تنفسی

8-آپنه (سیکلی که به مدت 10 ثانیه تنفس نوزاد قطع میشود.)

9-زردی

کودکان بزرگتر که مبتلا میشوند تب از طریق دهان بالای 5/99 فارنهایت یا 5/37 درجه سانتی گراد، استفراغ و احساس طپش قلب داشته باشند. کودکانی که سپسیس دارد مکنست بیماری آنها با یک عفونت مثل سلولیت شروع شودکه انتشار و شروع سلولیت، نشانه بدتر شدن بیماری است نه بهبود آن.

علل سپسیس چیست؟

باکتریها تقریباً، همیشه علت سپسیس نوزادان و کودکان می باشند. باکتریهایی مثل Ecoli، لیستریامنوسیتوژنز، نیسر یا مننژتیدیس، استرپتوکوک پنومونیه، هموفیلوس آنفولانزاتیپ B، سالمونلا و استرپتوکوک B بطور معمول بیشتر باعث ایجاد سپسیس در نوزادان و کودکان بیشتر از 3 ماه میشوند.

نوزادان نارس که در بخش مراقبت ویژه NICU بستری میشوند، بشدت مستعد سپسیس هستند زیرا سیستم ایمنی آنها هنوز توسعه نیافته است و نسبت به سایر کودکان ابتدایی تر است و این نوزادان روشهای تهاجمی طولانی مدت مثل Iv line (خطوط داخل عروقی)، کتترهای متعدد، و نیتلاسیون از طریق تراشه را خوب تحمل نمی کنند. انسریون جراحی (برش جراحی) در نوزادان کم سن جهت گذاشتن کتتر یا هر نوع تیوپ دیگری، می تواند مسیری را برای ورود باکتریهایی که بصورت طبیعی در سطح پوست زندگی می کنند به داخل بدن نوزاد فراهم کرده و ایجاد عفونت نماید.

بیشترین علت سپسیس در نوزادان تازه متولد شده، ورود باکتریها در طی حاملگی مادر، زایمان و پس از زایمان به داخل بدن نوزاد می باشد. بعضی از حاملگی های پرخطر که می تواند باعث افزایش ریسک ابتلا به سپسیس در نوزاد شود شامل موارد زیر است:

1-خونریزی

2-تب مادر

3-وجود عفونت در رحم یا جفت

4-پارگی زودرس کیسه آمینوتیک (قبل 37 هفته جنینی)

5-پارگی کیسه آب (آمینوتیک) زودتر از موعد زایمان (18 ساعت یا بیشتر قبل از زایمان)

6-زایمان سخت وطول کشیده

GBS

بعضی باکتریها (بخصوص استرپتوکوک گروه B) توسط نوزادان تازه متولد شده می تواند دریافت شود. دست کم از هر پنج زن حامله ای که حامل باکتری استرپتوکوک گروه B در واژن یا رکتوم خود هستند، یکی از آنها می تواند باکتری را به نوزاد خود در طی زایمان منتقل کند.

تشخیص و درمان سپسیس

علائم و نشانه های سپسیس در نوزاد ممکنست مبهم باشد. تستهای آزمایشگاهی نقش مهمی در قبول یا رد سپسیس بازی می کند این آزمایشات شامل:

1-تست خون (شامل شمارش گلبولهای سفید و قرمز خون) و کشت خون، ممکنست تمام باکتریهای موجود در خون را نشان دهد.

2-آزمایش ادرار که معمولاً توسط گذاشتن کتتراستریل بین مثانه و حالب گرفته میشود. (سوپراپوپک) این آزمایشات میکروسکوپی و کشت ادرار، برای ارزیابی حضور باکتری در ادار است.

3-ممکنست LP انجام شود که بستگی به سن وعلائم نوزاد دارد. یک نمونه مغزی نخاعی اگر آزمایش و کشت انجام شود امکان اینکه نوزاد مبتلا به مننژیت شده یا نه؟ را مشخص می کند.

4-گرافی ها، بخصوص از قفسه سینه (جهت اطمینان از عدم وجود پنومونی) گاهی انجام میشود.

5-اگر نوزاد هر نوع لوله گذاری در بدن داشته باشد (آنژیوکت، کتتر یا شنت) از مایع داخل آن ممکنست جهت بررسی علائم عفونت نمونه گرفته شود.

نوزاد مبتلا به سپسیس یا حتی موارد مشکوک به آن، در بیمارستان جهت درمان بستری می شوند و با دیدن علائم عفونت نهفته، پزشکان آنتی بیوتیکهای قوی تزریقی را برای مقابله با عفونت در نوزاد شروع می کنند.

قطعاً، پزشکان برای عفونت نوزادان، آنتی بیوتیک تراپی را حتی قبل از تشخیص قطعی، شروع می کند. اگر علائم ظاهر شود معمولاً آنها مایعات وریدی را جهت هیدراته کردن نوزاد و داروهای فشار خون را برای بهتر نگهداشتن عملکرد قلب، و داروهای تنفسی را برای کمک به تنفس موثر در نوزاد شروع می کنند.

آیا می توان از سپسیس پیشگیری کرد؟

اگر برای همه انواع روش پیشگیری وجود ندارد ولی در بعضی موارد می توان پیشگیری کرد. بطور مثال: انتقال باکتری گروه استرپتوکوک B از مادر به نوزاد طی زایمان.

زنان حامله در طول 37-35 هفته حاملگی و همچنین درست قبل از زایمان می توانند تست سواپ ساده را انجام دهند تا تعیین شود که آیا آنها باکتری GBS را دارند یا خیر؟

اگر خانمی تست مثبت GBS داشته باشد می تواند آنتی بیوتیک تزریقی را در طی زایمان دریافت کند.

خانمهای حامله ای که حامل GBS هستند زمانی های ریسک هستند که:

در طول زایمان تب داشته باشند، پارگی زودرس کیسه آب داشته باشند، زایمان طول کشیده داشته باشند یا فرزند دیگریشان سپسیس با دیگر بیماریهای GBS مثل پنومونی یا مننژیت داشته باشند.

خانمی که یکی از این ریسک فاکتورها را داشته باشد می تواند آنتی بیوتیک تزریقی را برای کاهش ریسک انتقال باکتری به فرزندش دریافت کند.

امروزه برخلاف اطمینان از نوع پنومونی و هموفیلوس آنفولانزا تیپ B که می تواند باعث یا باکتریمی و عفونت خون شود، متاسفانه در نوزاد ایمنی مثل واکسیناسیون بطور روتین انجام میشود.

چه وقت فرزندتان را به دکتر ببرید؟

در نوزادان تازه متولد شده و نوزادان (تا یک ماه)، چون علائم خیلی سخت تشخیص داده میشود پیشنهاد میشود که نوزاد را به نزد پزشک برده و مراقبتهای پزشکی فوری را دریافت نماید اگریکی از علائم زیر مشاهده شده:

-         کم شیر خوردن یا عدم شیرخوردن

-         تب 14/100 فارنهایت یا 38 درجه سانتیگراد و بالاتر از آن بطریق رکتال) در نوزادان تازه متولد شده و یا نوزادان تا یک ماه،

-         صنجر تنفسی (تلاش تنفسی) یا تنفس غیر عادی

-         تغییر رنگ پوست (رنگ پریده یا کبود)

-         خواب آلودگی و بی تفاوتی

-         تغییر در تن صدای نوزاد و یا گریه های جیغ مانند و بیش از حد

-         تغییر در تن عضلانی، سفتی یا شلی خاص

-         کاهش یا افزایش ضربان قلب نسبت به حد طبیعی

-         تورم یا برجستگی ملاجها (فونتانلها) در نوزادان

-         هرگونه تغییر رفتار یا حرکاتی که شما را نگران کند.

همه علائم و نشانه ها به این معنی نیست که فرزندتان مبتلا به سپسیس است اما در نوزادان زیر 3 ماه باید نوزاد فوراً کنترل شده تا مطمئن شویم که اشتباهی رخ نداده است.


 
فواید تب
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

فواید تب داشتن

 

تب داشتن به خودی خود بیماری محسوب نمی گردد آن یک بخش مهم از روند سلامتی است .

 

درک انواع تب

 

در گذشته یعنی در سال های  1980  ،یکی از برجسته ترین پزشکان متخصص کودکان به نام بارتون اشمیت از اصطلاح " فوبیای تب " برای تشریح خواسته قابل درک بسیاری از والدین  برای پائین آوردن درجه تب به سریع ترین شکل ممکن در کودکان آنها استفاده نمود .اگر چه هنوز پس از گذشت ربع قرن  از ابداع این اصطلاح ،هنوز از آن استفاده می شود .

در طی برنامه آموزشی در مجله  بیماری های کودکان پس از بررسی مشخص شد که ،   91 درصد از والدین  تصور می نمودند که تب می تواند اثرات مخربی داشته باشد ، 56 درصد از پرستاران نیز بسیار نگران سرایت  زمینه بیماری و اثرات مخرب تب بر فرزندانشان بودند . و 89 درصد از والدین نیز متوسل به استفاده از انواع کاهش دهنده های تب ( تب بر ها ) مانند قرص استامینوفن و ایبوپروفن قبل از رسیدن درجه تب به 102 درجه (فارنهایت ) شده اند .

اصولا چرا باید این مشکلی محسوب شود ؟ زیرا اصلا لزومی برای آن وجود ندارد و حتی عاقلانه نیز نمی باشد --  که وقتی فرزند  آدم تب دارد  فورا به سراغ جعبه کمک های اولیه برود.به گفته دکتر آری براون که یک متخصص کودکان در شهر آستین تکزاس و سخنگوی آکادمی امریکائی متخصصین کودکان (AAP)  می باشد  "اگر با تب به مقابله نپردازید هیچ گونه اتفاق بدی رخ نخواهد داد" .وی همچنین ناشر کتاب Baby 411  :پاسخگوئی واضح و راهکارهای جالب برای اولین سال فرزند شما .(Windsor Peak 2003 ).

یک  مورد تب ،اشاره به این دارد که فرزند شما در حال مبارزه با  برخی عفونت ها در بدن است ، مانند یک سرما خوردگی کوچک ،آنفلوآنزا ویا یک عفونت گوش .این به خودی خود یک بیماری محسوب نمی شوند.در واقع ممکن است فوایدی هم داشته باشد .مقاله ای که در  ماه فوریه سال 2004 در مجله آلرژی و ایمنی شناسی کلینیکی منتشر شد نشان داد که کودکانی که در طی سال اول عمر خود با تب مواجه شده اند  بعد ها در دوران کودکی وضعیت بهتری نسبت به کودکانی که تب نداشته اند از خود بروز داده اند .

مطلب مهم تر اینکه  با توجه به AAP  ، یک تب می تواند قدرت مقابله بدن کودک را در مواجهه با عفونت افزایش دهد .بسیاری از بیماری ها ، توسط میکروب هائی ایجاد می شوند که  در دمای عادی بدن به بهترین شکل ممکن رشد و عمل می کنند .تب باعث افزایش  دمای پایه بدن  و برهم خوردن تعادل دمای لازم برای ساخت مجدد میکروب ها می شود .تب باعث واردامدن شوک و تلنگری به سیستم ایمنی بدن کودکتان و عملکرد آن با حداکثر قدرت می شود ،و نیز باعث تولید میزان زیادی از گولبول های سفید بدن می شود .تحقیقی کوچک  نشان می دهد که اجازه دادن به تب در جهت طی دوره خود می تواند  طول و سختی  برخی بیماری ها از جمله  سرماخوردگی ها و آنفلوآنزا را  کاهش دهد .

 در مورد نگرانی والدین مبنی بر اینکه تب می تواند اثرات منفی بر جای گذارد  ، باید گفت که این موضوع بسیار نادر است .زیرا مغز خود دارای یک سیستم تنظیم کننده  مکانیسم داخلی است که  باعث می شود بر اثر تب دمای بدن از  105 و یا 106 درجه فارنهایت بیشتر افزایش پیدا نکند ..دمای بدن باید  بیش از 108 درجه فارنهایت شود تا  باعث تخریب و اثار منفی در بدن گردد .دمای  به این شدت فقط در مواردی نادر  و استثنائی مثل حالات  اختلال در سیستم مرکزی عصبی یا  یا ضربه مغزی ممکن است حاصل شود  .

 

حقایقی دیگر در مورد تب

 

v تب تنها زمانی بایدمداوا شود که باعث ناراحتی می شود ( و معمولا  دمای تب باید بالای 102 و 103 درجه فانهایت برسد تا کودک را ناراحت کند ).

v مداوای تب معمولا منتهی با رسیدن دمای بدن به حالت عادی و نرمال بدن  نمی شود و فقط 2 یا 3 درجه  کمتر می شود .

v فقط 4 درصد از کودکان گرفتار حملات ناگهانی تب می شوند .--  که با از دست دادن موقت هوشیاری،بالا رفتن چشم ها  ، لرزش ، انقباض و کشش های  ناگهانی بدن  و یا  سفت شدن بدن  همراه است --  و اگر حملات ناگهانی تب صورت بگیرد اثرات منفی و مضر آن دائمی و ماندگار نخواهد بود.

v طریقه نگاه کردن فرزندتان از به دقت خواندن درجه دما سنج نیز مهمتر می باشد .

 

به گفته دکتر جان شوک  مدیر  بخش اورژانس در بیمارستان  کودکان در هوستون  ، اگر حتی شما مایل به مداوای تب نباشید ،این ایده خوبی است که  حداقل روند آن را تعقیب نمائید .این می تواند منجر به ارائه اطلاعاتی مفید در حین معاینه توسط  پزشک شود . الگوی تب می تواند  به پزشکان  در طی دوره  طبیعی بیماری و یا در مواقعی که بیماری حالتی جدی تر و حاد دارد کمک نماید .

 

رفع ناراحتی  (‌از تب )

همانطور که والدین می دانند ، تب های شدید می توانند برای کودکان آزار دهنده باشند  و هیچ کس مایل نیست  رنج کشیدن فرزندش را ببیند .خوشبختانه  اغلب کودکان  آثار بیماری و تب را تا  رسیدن دمای تب به 102 یا 103 درجه فارنهایت حس نمی نمایند .به گفته دکتر گری کلسبرگ پروفسور پزشکی خانواده در دانشگاه واشنگتن   در تحت این گونه شرایط استفاده از استامینوفن  یا ایبوپروفن  راه خوبی برای کاهش رنج بیماری است ،

اگر از  داروهائی برای مداوای فرزند تب دار خود استفاده می نمائید بهتر است از بروشور همراه دارو ها و در مورد دوز استفاده از دارو توجه نمائید ..تحقیق نشان داده که  بسیاری از والدین  از تعداد دفعات و دوزاژ بالائی برای رفع تب استفاده می نمایند .دکتر براون می گوید "  دوز داروئی را استفاده نمائید که متناسب با وزن فرزندتان باشد ،و از قطره چکان موجود در بسته دارو استفاده نمائید  "." فرمول های مختلف  دارو های تب بر دارای قدرت های متفاوتی هستند ، اما  باید توجه داشته باشید که قطره چکان موجود در بسته یک دارو ممکن است  برای استفاده و اندازه گیری دوز استفاده از داروئی دیگر مناسب نباشد ".

دوزاژ درست  بسیار مهم است زیرا  میزان زیاد استفاده از داروی استامینوفن می تواند به کبد آسیب رسانده  و ایبوپروفن نیز می تواند باعث آسیب کلیوی شود ، حتی در مواردی که کمی از دوز لازم بیشتر دارو مصرف مشود  به دلیل اندازه های متفاوت کودکان ممکن است  میزان داروی مصرفی آثار سوء بر جای بگذارد .هرگز به کودکان یا بزرگسالان تب دار آسپرین ندهید --  زیرا ترکیب آسپرین و عفونت های ویروسی  ممکن است موجب اختلالی به نام سندروم ray  بشود ،حتی در موارد نادر ممکن است  باعث تخریب های مهلک  کبدی شود .پس از هیجده سالگی  این ریسک  به صورت بالقوه از بین می رود.

اگر مایلید از روش های سنتی خانگی  مانند نوشیدن نوشیدنی های خنک ،قرار دادن پنکه در کنار تخت فرزندتان  تا هوا را در گردش نگهدارد ، و یا حمام آب ولرم ( نه سرد ) استفاده نمائید . به خاطر داشته باشید که  تمامی موارد بالا در واقع اثر درمانی خود را تواما در کنار بوسه و آغوش به عنوان مکمل نشان می دهند !  

در چه زمانی باید به کمک بیمار شتافت ؟

در زمانهائی که تب  در ترکیب با دیگر علائم بیماری بروز می نماید ،باید به سرعت  بیمار را به دکتر یا به بخش اورژانس رسانید .این شامل موارد زیر می شود :

*  پزشک متخصص کودکان دکتر آری براون می گوید  : دمای مقعدی 100.4  درجه سانتی گراد یا بیشتر در یک نوزاد  زیر 6 هفته ای." نوزادان کم سن  در معرض ریسک جدی تری در برابر عفونت های باکتریائی هستند ،‌و  تب یکی از علائم آن می باشد " .

*      در مورد تب هائی که بیش از 5 روز طول کشیده اند .

*  تب شدید توام با بی حالی شدید و مرگ کاذب  -- کودک شما  حالت شلی و بدون رفلکس دارد  و تماس چشمی ندارد و  عموما بسیار بیمار به نظر می رسد .

*  تب شدید توام با  هر کدام از انواع مننژیت  : با  جوش های غیر عادی روی پوست  ، سردرد های متوالی ، حساسیت به نور ، سرگیجه ، سفتی بدن  و درد ناحیه گلو  .

*      گریه متوالی و لامنقطع .


 
آمفالوسل چیست؟
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

آمفالوسل چیست؟

آمفالوسل یک عیب مادرزادی است که احشاء شکمی به مقادیر مختلف، داخل طناب نافی می شوند.  همچنانکه جنین در ساک حاملگی رشد می کند، روده ها رشد می کند، و درازتر می شوند و از شکم به داخل طناب نافی می ریزند (برآمدگی پیدا می کند)، این رشد در 10-6 هفته اول بارداری اتفاق می افتد.

بطور معمول روده ها در یازدهمین هفته بارداری به داخل شکم بر می گردند. اگر این اتفاق رخ ندهد، یک آمفالوسل بوجود آمده است. بهرحال بیشتر از نصف همه کودکانی که با آمفالوسل بدنیا می آیند ممکنست عیبهای زمان تولد (مادرزادی) دیگری نیز داشته باشند. تعدادی از این نقصها ممکنست جدی باشند.

آمفالوسل چطور بنظر می رسد؟

آمفالوسل بوسیله یک ساک شفاف از جنس غشائی که از طریق طناب نافی جاگذاری شده است پوشیده می شود. ساک ممکنست تنها یک قسمت (لوپ) کوچکی از روده ها و یا اکثر روده و دیگر ارگانهای شکمی را در بر گیرد. اگر ساک پاره شود محتویات شکمی از طریق ورودی دیواره شکمی حرکت می کنند و شکم کوچکتر از آنست که جایگزینی محتویات شکمی صورت گیرد و بدین ترتیب باعث ایجاد مشکل میشود.

آمفالوسل چگونه درمان می شود؟

اگر ساک آمفالوسل بی عیب باشد، جراحی باید به تاخیر بیفتد تا زمانیکه کودک به خوبی فعالیت کند. در آمفالوسلهای کوچک، برای جلوگیری از عفونت یا آسیب بافت، فوراً باید عیب بر طرف شود و در آمفالوسلهای بزرگتر، ممکنست با کاهش تدریجی به وسیله بزرگ کردن حفره شکم به تناسب محتویات روده ای نیاز داشته باشند. یک کیسه پلاستیکی روی محتویات شکمی گذاشته شده تا روده را احاطه کرده و به کاهش آن کمک کند تا زمانیکه جراحی پایانی امکانپذیر شود.

زمانیکه محتویات شکمی به داخل حفره شکم بوسیله نیروی کشش و قوه جاذیه، برگردانده شد، بخش ورودی با جراحی بسته خواهد شد.

بازگشتن محتویات شکم به داخل حفره شکم، می تواند تا 10 روز طول بکشد. شیرخوار ممکنست زیر دستگاه ونتیلاتور تا زمان برگشتن محتویات به حفره شکم، باشد.

یک راه درمان غیرتهاجمی، استعمال کرم Silvadene برای سفت کردن ساک می باشد. در این موارد، جراحی به مدت 12-6 ماه عقب می افتد تا مادامی که بچه رشد می کند، حفره شکم نیز بزرگتر شده و محتویات جایگزین شود.

اگر آمفالوسل پاره شود، یک اورژانس پزشکی است و جراحی فوراً انجام خواهد شد. عوارض آمفالوسل شامل عفونت، پارگی و انسداد روده است. اگر شما سئوالات بیشتری در رابطه با آمفالوسل دارید می توانید از جراح کودکان بپرسید.

در کجا می توان به والدین شیرخواران آمفالوسلی، کمک کرد؟

یک وب سایت جدید بنام www.omplaoccle.com وجود دارد که با یک گروهی بنام مادران آمفالوسل ها (Moas) نامیده میشود. سایت بعنوان یک گروه حامی 6 منبع اطلاعاتی غیرفنی خدمات ارائه می کند و راهی به درون وب سایتهای شخصی بسیاری از مادران آمفالوسلی و بچه های آمفالوسلی می باشد.


 
تازههای کرون
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

راهنمای جامع روشهای درمانی بیماری کرون بصورت بیمار محور

در بیماری کرون واکنش التهابی قوی بوسیله بیش فعالی Tcell ها ىر سیستم گوارشی بوجود می آید. نتیجه این التهاب ظاهر شدن علایم بیماری کرون می باشد. در این مقاله با پاتوفیزیولوژی بیماری کرون, بهمراه مداخلات فارماکولوژیک و غیر فارماکولوژیک که به بیماران جهت پیشگیری از تشدید بیماری و ایجاد بهبودی طولانی تر کمک می نماید مورد بحث قرار می گیرد.

کرون یک بیماری التهابی مزمن است که با التهاب غیرمداوم دیواره روده و برروی قسمتی از روده از دهان تا مقعد ایجاد می گردد که بصورت دوره ای و غالباً غیرقابل پیش بینی می باشد. علایم نامنظم و ماهها و یا سالها دارای علایم و بهبودی می باشند. علایم عمومی شامل: دردهای کرامپی اسهال یا خونریزی احتمالی رکتال تهوع بی اشتهایی کاهش وزن و خستگی می باشند.

در طول زمان, آسیب وارده توسط عامل التهاب, بیمار را در معرض خطر گسترش عوارض دودی و خارج روده ای شامل: انسداد, تنگی, فیشر, آبسه, فیستول, مگاکولون توکسیک, اختلال تغذیه و آنمی و همچنین, مشکلات پوستی و چشم و مشکلات مفصلی قرار می دهد.

بدلیل اینکه کرون با اقدامات دارویی و جراحی, ریشه کن نمی شود استراتژیهای کنترل بیماری متمرکز در جهت ایجاد و حفظ بهبودی و پیشگیری از عوارض و به حداقل رساندن سمیت دارو درمانی و افزایش کیفیت سالهای زندگی است.

تاثیر بیماری کرون برروی هر بیمار بسته به موقعیت و شدت و پاسخ بیمار به درمان های در دسترس متفاوت است.

استراتژیهای درمان شامل: دارو درمانی, محدودیت رژیم و درمانهای متغییر درمانهای متفاوت ممکن است به شکلی غیرقابل توضیح برای بعضی از بیماران موثر و برای بعضی غیر موثر باشد. یافتن درمان اختصاصی برای بیماری خاص غالباً می تواند براساس آزمون و خطا باشد.

جهت پیشبرد وضعیت بیمار پرستار باید از آخرین تحقیقات در مورد کنترل بیماری آگاهی داشته باشد. قبل از بحث درباره برنامه درمان پاتوفیزیولوژی بیماری بطور جامع تا حدی که مطالعات اجازه می دهد مورد بحث قرار می گیرد.

پاتوفیزیولوژی:

مطالعات انجام شده حاکی از اثر متقابل ژنتیک و پاسخ ایمنی ناقص و عوامل محیطی در ظاهر شدن علایم بیماری است. تحقیقات ژنتیک مشخص نموده که استعداد بیماری کرون برروی کروموزمهای 16 (IBD1), 12 (IBD2), 6 (IBD3) و  14 (IBD4) وجود دارد. تحقیقات بیشتر نیازمند تشخیص تغییرات ژنتیک در سایر بیماران مبتلا و دارای موتاسیون می باشد. مطالعات همچنین باید ثابت کند که همه بیماران دارای این جهش, توسعه بیماری را تجربه خواهند نمود تا بدینوسیله نظریه دخالت عوامل غیر از ژنتیک در توسعه بیماری را اثبات نمایند.

یکی از عوامل متغییر بیماری پاسخ موکوسی ناقص می باشد.

طی پاسخ ایمنی سلولی طبیعی Tcell ها پس از تشخیص یک عامل آنتی ژنی بیگانه به آن اتصال می یابند. Tcell های فعال شده که تکثیر یافته تبدیل به Tcell تاثیر گذار می شوند که به یکی از سه شکل در آمده در حمله به آنتی ژن شرکت نمایند. T.helpar که باعث تحریک در پاسخ ایمنی بواسطه آنتی بادی می باشند دخالت محدودی در بیماری کرون دارند که در اینجا مورد بحث قرار نمی گیرند.

T.helpor 1, TN f Beta و انترفرون گاما را ترشح می نماید که باعث تحریک Tcell ساتوتوکیک که منجر به حمله و کشتن آنتی ژن و فعال شدن ماکروفاژ جهت رفع سایتوکین ها مواد زائد می شوند. بوسیله سلولهای T.help 1 تولید می شوند. همچنین سایر لکوسیتها در اینجا جهت تسهیل التهاب بکار گرفته میشوند. Tcell حافظه مدتهای طولانی پس از حذف آنتی ژن برای تشیخص و شروع یک پاسخ ایمنی سریع برای همان نوع آنتی ژن در بدن باقی می ماند. پس از رفع عامل آنتی ژنی سایتوکسین های تولید شده بوسیله Tcell های سایتوتوکسیک باعث ایجاد خودکشی سلولی در Tcellهای فعال شده, بدین نحو فرآیند التهابی پایان می یابد. در پاسخ موکوسی بیماری کرون یک آنتی در مجاری گوارشی (یک ویروس ناشناخته یا باکتری یا سلول جهش یافته دیواره روده) باعث بیش فعالی T.hlper ها و در نتیجه پاسخ ایمنی شدید می شود. آنچه باعث بدتر شدن بیماری میشود, در بیماری کرون Tcell ها نسبت به آپوپتوزیس مقاوم می باشند که این مساله مانع از خاتمه یافتن فرآیند التهابی میشود.

افزایش نفوذپذیری کاپیلری باعث انفیلتراسیون مداوم نوتروفیلها به ناحیه درگیر در مجاری گوارش می شود. محتویات لیزوزومی و اکسیداز نوتروفیلها باعث آسیب و اختلال بافت و سرانجام جایگزینی آن با بافت اسکار و در نتیجه علایم و عوارض بیماری میشود. هر چند مشخص نیست که واکنش ایمنی موکوسی به اندازه کافی توانایی ایجاد اختلال در بدن و یا روده را دارد یا نه؟

خلاصه یک تحقیق جالب ارتباط بین بیماری کرون و ارگانیسمهای داخلی را تقویت می نماید.

* ناحیه ای از روده که دارای بیشتری تجمع باکتریایی است نواحی شایع بیماری کرون میباشند. تحقیقات نشان داده که تغییر موقت مسیر دفع باعث ایجاد علایم بهبود کرون در نواحی دیستال ناحیه شده و برقراری مجدد مسیر باعث از سرگیری علایم شده است. ناحیه التهاب در بیماری کرون بصورت تجربی هم جهت حرکت تخلیه مواد دفعی و به سمت نواحی غیر مبتلا بوده است واکنش ایمنی نسبت باکتریهای روده ای در بیمار کرون, احتمالاً بدلیل عدم تحمل فلور طبیعی روده میباشد.

* کلونیزاسیون با فلور باکتریایی نرمال برای بروز علایم بیماری در مطالعات حیوانی, مشخص شده است.

عوامل تشدید کننده کرون: عوامل محیطی بعنوان عوامل کمک کننده در پاتوفیزیولوژی کرون ثابت شده اند میزان بروز بیماری در جوامع شهری کشورهای پیشرفته بیشتر میباشد شاید بدلیل واکسیناسیون, بهسازی محیط, تغذیه بهداشت باعث مهار فعالیت کافی سیتم ایمنی موکوسی شدند. میزان بروز کرون در افراد سیگاری تقریباً 2 برابر افراد غیرسیگاری است.

مطالعات اخیر میزان برون بیشتر آن را نسبت به افراد غیرسیگاری نشان می دهد. براساس تحقیق گروهی از محققین ترک سیگار برای مدت بیشتر از یکسال باعث کاهش علایم بیماری به شکلی بسیار واضح شده است. داروهای ضدالتهاب غیراستروئید (مثل آسپرین, ایبوپروفن, ناپروکسن) باعث تشدید علایم بیماری میشوند هر چند که مکانیسم دقیق آن هنوز مشخص نیست ولی احتمال می رود که این مساله بدلیل مهار سنترپرومتاگلندین ها که باعث حفظ سلامت غشایی میباشند مربوط باشد. هر چند که دوز پایین NSAID تاثیر نبستاً کمی بر فعالیت بیماری دارد. بدین طریق می توان به بیماران استفاده از استامینوفن را به جای NSID برای کنترل درد توصیه نمود.

ارتباط بین فشار روحی و تشدید بیماری مورد بحث میباشد زیرا که مطالعات گسترده قادر به اثبات ارتباط بین این دو نمی باشد. هر چند بیماران مبتلا اغلب تشدید علایم در مواقع استرس زای زندگی ابراز می دارند مطالعات یکی از محققین ثابت نمود که علایم بیماری کرون طی یکسال پس از وقوع حادثه ای که برای بیمار استرس زا بوده است ظاهر شده اند. همچنین ارتباط واقعی بین پاسخ به استرس و ظهور علایم بیماری کرون گزارش شده است. بدلیل اینکه استرس بصورت فیزیولوژیک در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن افزایش می یابد و همچنین بدلیل تاثیرات منفی استرس بر بدن اصولاً کاهش استرس یک روش خوب برای کنترل بیماری کرون و سایر بیماریهای مزمن میباشد.

مداخلات دارویی: در حال حاضر درمان دارویی اساس درمان بیماری کرون می باشد هر چند که مکانسیم اثر داروها بدرستی مشخص نشده است دارو درمانی بیشتر در جهت تعدیل علایم بیماری می باشد.

زمانی که داروها تجویز می شوند مراقبین بهداشتی بیمار باید توجه نمایند که محل تاثیر گذاری دارو مجاری گوارش بیمار میباشد و بعلاوه دارو باید از همین طریق نیز جذب شود که همین امر ممکن است باعث عدم تاثیر دارو گردد. موارد قابل توجه دیگر شامل توجه به تاثیرات قبلی دارو و همچنین به حداقل رساندن سمیت داروها میباشد.

در ایالات متحده بیماران مبتلا به کرون خفیف تا متوسط معمولاً در شروع با دارو درمانی با حداقل درمان تهاجمی مخصوصاً آمینوسالیلات ها درمان میشوند. آمینوسالسیلات ها محتوی

5- استیل سالیک اسید, شامل سولفاسلازین و سالامین (آماکول, کاناسا, پنتاسا, رواسا) می باشند. این مواد باعث کاهش التهاب روده شده می توانند باعث بهبود علایم خفیف تا متوسط در 55-45% موارد شوند. در یکی از آخرین مطالعات, تاثیر بیشتر آمینوسالسیلات ها نسبتاً به پلاسبو ثابت شده است هر چند برخی از محققین ادعا می کنند این میزان تاثیر مربوط به زیاد گزارش کردن موارد مثبت و کم گزارش نمودن موارد منفی میباشد.

برای ایجاد بهبود سریع در موارد متوسط تا شدید, بیماری کورتیکواستروئیدهای رایج مثل پردنیزولون خوراکی یا در موارد شدید با جذب محدود گوارشی, استروئیدی وریدی (متیل پردینزولون یا هیدروکورتیزون) اصول درمان می باشند.

کورتیکواستروئیدها با سرکوب ایمنی باعث کاهش علایم التهابی روده در بیماری کرون میشوند. گرچه 84% درمان با کورتون باعث بهبود نسبی بیماری میشود عوارض جانبی مخرب آن شامل افزایش وزن سریع, گردی صورت, آکنه, کرامپهای عضلانی, توقف رشد, ادم اندام تحتانی, پوست براق, افزایش رشد مو, تاخیر در ترمیم زخم, دیابت مربوط به استروئید است که این موارد باعث محدود شدن درمان طولانی می گردند. پس از یکسال 40-30% بیماران علیرغم عدم عود بیماری نمی توانند کورتیکواستروئید را قطع نمایند. در بعضی از بیماران استفاده متناوب از کورتون و بادسونید مفید می باشد. ثابت شده است که بادسونید موثرتر از  5 استیل سالیک اسید می باشد و تاثیر کمتری نسبت به کورتونها در درمان موارد حاد بیماری دارد. مزیت استفاده از بادسونید این است که برخلاف کورتونهای معمولی 90% دارو از طریق کبد در مسیر اولیه متابولیزه میشود. در حقیقت 10-8 هفته پس از درمان یا بادسونید عوارض جانبی مربوط به کورتیکوستروئیدها به اندازه پلاسبو یکسان میباشد. یکی از معایب بادسونیدها علاوه بر تاثیر کم این است که جهت ایجاد و حفظ بهبودی دارو باید بمدت طولانی مصرف شود برای بیماران که در معرض خطر عوارض ناشی از مصرف طولانی کورتیکواستروئیدها قرار دارند استفاده از بادسونید ممکن است روش انتخابی بهتر باشد. ناراحتی ناشی از مصرف طولانی و همچنین در موارد بروز حاد بیماری و نیاز به ایجاد درمان سریع, استفاده از کورتیکواستروئید می تواند انتخاب بهتری باشد.

آنتی بیوتیکها مخصوصاً مترونیدازول سیپروفلوکسالین داروهای دیگری هستند که بطور گسترده ای جهت درمان کرون استفاده میشوند هر چند که مکانیسم اثر آنها دقیقاً مشخص نیست. بدلیل اینکه فلورباکتریایی روده احتمالاً در اتیولوژی بیماری دخیل می باشد, این احتمال میرود که آنتی بیوتیکها ممکن است مستقیماً ایمنی مرکوسی را سرکوب نمایند. هر چند که آنتی بیوتیکها بطور وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند شواهد و مدارک در مورد تاثیر گذاری آنها کافی نمی باشد. در یک مطالعه بهبود علایم در 70% بیماران با استفاده از آنتی بیوتیک و 60% کاهش علایم عمومی بیماری کرون و کاهش میانگین عود بیماری یکسال قبل از عود مشخص شده است. در مطالعه ای دیگر ثابت شده که تاثیر یک گرم سیپروفلوکساسین روزانه به اندازه 4 گرم مزالازین در درمان کرون خفیف تا متوسط موثر بوده است. همچنین مطالعات نشان می دهد که فقط 10% موارد وابستگی به استروئید پس از دوره 2 ساله درمان با آنتی بیوتیک باقی می ماند. طی مطالعات متعدد که در سال 2004 انجام شده مشخص گردید که اثرات آنتی بیوتیک کوتاه بوده تاثیرات ثابت ندارد. مزیت استفاده از آنتی بیوتیکها شامل اثرات جانبی کم تاثیر گسترده بالینی آن علیرغم بخشهایی که در مورد استفاده از آن وجود دارد است. عوارض شایع شامل تهوع, اسهال, عفونت قارچی می باشد هر چند که سیپروفلوکساسین عامل خطر مهمی برای پارگی تاندون می باشد.

معایب استفاده از آنتی بیوتیک شامل افزایش مقاومت باکتریایی در بیمارانی که پایبندی به رژیم درمانی ندارند است.

سرکوب کننده های ایمنی شامل آزاتیوپرین, آنتی متابولیتها (موکامتویورین) و متوتووکسات باعث تضعیف ایمنی و مهار فرآیند التهابی میشوند. مشخص شده که 6 مرکاپتوپرین و آزاتیوپرین در بهبود بیماری کرون موثر بوده باعث کاهش نیاز به کورتیکواستروئیدها می گردد. گر چه عوارض جانبی شامل تب پانکرانتیت, عدم تحمل گوارشی و عفونت نیاز به استفاده مکرر, عدم ادامه درمان طولانی می باشد.

در یک تحقیق با تزریق هفتگی متوتروکسات بصورت عضلانی یکبار در هفته بهبودی و کاهش نیاز به کورتیکواستروئید ثابت شده است, همچنین میزان تاثیرات منفی نیز به شدت آزاتیوپرین و مرکاپتوپرین نبوده است.

جدیدترین درمان کرون استفاده از infliximab یا ریمیمکارد که یک آنتی بادی بلوک کننده سیستم تولید کننده TNF که یک سایتوکین پیش التهابی است میباشد. این دارو تاثیر بالایی در ایجاد و حفظ بهبودی در موارد کنترل نشده بیماری و کاهش موارد ایجاد فیستوال در بیماران دارد. بعلاوه 90% موارد وابستگی کورتیکواستروئید توانایی کاهش تدریجی دوره کورتون را پس از یکبار انفوزیون وریدی این دارو و 54% موارد پس از دوبار استفاده دارو از استفاده مجدد دارو رهایی یافته اند. بدلیل موارد زیاد واکنش محل تزریق بدنبال تزریق inflximab معمولاً این دارو تحت مراقبت دقیق در بیمارستان تزریق میشود. درمان مداوم با ایمونوسایرسیوتراپی درکاهش واکنش محل تزریق و تشکیل آنتی بادیهای  مونونوکلثار میشود.

عوارض جانبی: شامل سردرد, آبسه, عفونت مجاری تنفس فوقانی خستگی میباشند.

روشهای غیردارویی:

علاوه بر درمانهای دارویی تعدادی از روشهای غیردارویی برای تقویت تاثیرات درمان دارویی و همچنین کنترل بیشتر برای بیماران وجود دارند. تغذیه از طریق لوله تغذیه یا گاستروستومی می تواند جهت ایجاد بهبودی در بیماران استفاده شود. هر چنداین روش بطور گسترده در اروپا استفاده میشود ولی همچنان بر سر نتایج از این روش بحث وجود دارد. بررسی موارد ثبت شده نشان می دهد که استفاده از روش تغذیه بطور بارزی دارای تاثیرات کمتری نسبت به درمان کورتیکواستروئید یا درمان ترکیبی یا 6mp و سولفاسالازین برای ایجاد بهبودی در کرون میباشد گرچه در هشت مطالعه نشان داده که 80-50% بیماران بهبودی را در عرض 40 هفته پس از درمان تغذیه ای ای وسیع بدست آوردند.

بدلیل اینکه درمان تغذیه ای و پلاسبو دارای عوارض مشابهی بوده مقاومت آشکاری با عوارض جانبی مخرب کورتیکواستروئید دارند, می توان از این روش بیشتر برای اطفال و افرادی که دارای بیماری خفیف تا متوسط بوده نمی توانند عوارض جانبی دارو را تحمل نمایند مناسب می باشند. محدودیت در لذت بردن از تغذیه در تغذیه لوله ای و مقاومت بیماران در وارد کردن لوله باعث کاهش موارد استفاده از آنها شده است که جدیداً فرمولهای جدید برای رفع این مشکل مطرح شده است. درمان با تغذیه روده ای ممکن است در ترکیب با رژیم دارویی جهت ایجاد بهبودی در بیمار طبق سلیقه بیمار و مراقبین وی انجام شود. اخیراً استفاده از پروبیوتیکها توجه بسیاری را در درمان کرون جلب نموده است. بدلیل اینکه فلور باکتریایی روده در ایجاد بیماری کرون دخیل میباشند و همچنین مقاومت نسبت به آنتی بیوتیکها در حال افزایش میباشد پاسخ به درمان نیز متغییر میباشد. پروبیوتیکها می توانند بعنوان یک عامل موثر در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.

پروبیوتیکها شامل: لاکتوباسیل, بیفیدوباکتر و باکترهای دیگر سیکرو ارگانیسمهایی که بصورت ایمن در روده جایگزین شده, باکتریهای روده بوسیله آنتی بیوتیکها کشته میشوند و بصورت رقابتی باعث مهار رشد باکتریهای بیماری در مجاری گوارش میشوند. پروبیوتیکها همچنین دارای تاثیر ضدالتهاب و کمک کننده به هضم بوده در مراحل بحران تغذیه ای به بیمار کمک می کنند.

مطالعات بیشتر نیز پروبیوتیکها را بعنوان درمان ایمن و موثر ساده و ارزان برای بیماران کرون تضمین نموده است.

روغن ماهی که یک اسید چرب امگا3 است یک افزودنی ساده غذایی است که دارای اثرات ضدالتهاب و کاهش دهنده عود بیماری می باشد بعضی از بیماران علایم ناراحت کننده ای شامل نفخ و اسهال را گزارش نموده اند اما هر دو این علایم در طول مدت می توانند رفع شوند در یک مطالعه مشخص شده که در بیمارانی که روزانه 7/2 گرم روغن ماهی استفاده می کردند میزان عود بیماری پس از یکسال 41% بود که این میزان در بیمارانی که از روغن ماهی استفاده ننموده بودند 74% بود مطالعات اخیر تاثیر گذاری بیشتر این موارد را تایید می نمایند.

هر چند غذاهای خاص بعنوان عامل ایجاد کننده کرون شناسایی نشده اند ولی غذاها می توانند باعث تشدید و تخفیف علایم بیماری شوند.

عموماً بیماران مبتلا به کرون باید از غذاهای کم باقیمانده (کم فیبر) استفاده نمایند بویژه در استفاده از دانه, حبوبات, ذرت, چربی, ادویه جات, شیرین کننده های مصنوعی و فرآورده های لبنی احتیاط کامل داشته باشند.. بیماران باید در رژیم غذایی خود از ویتامین و مواد معدنی کافی از قبیل آهن, کلسیم و اسیدفولیک بسته به وضعیت بیماری استفاده نمایند. بعضی مطالعات نشان داده که استفاده از 400-300 میکروگرم عصاره چای سبز که حاوی آنتی اکسیدان قوی است می تواند باعث کاهش خطر و تاثیرات خطرناک و بالقوه کارسینوژنیک مواد اکسید کننده که بدنبال التهاب در مجاری گوارشی ایجاد میشوند گردد. آنتی اکسیدانهای قوی دیگر شامل شکلات تیره, دانه های سیاه و زنجبیل می باشند.

در نهایت چندین درمان گیاهی, اعتماد بیماران را پس از یک مطالعه جلب نمودند طبق یک مطالعه 50% بیماران از درمان گیاهی استفاده نمودند که بیشتر بدلیل عوارض جانبی غیر قابل تحمل و غیر موثر بودن درمانهای دارویی بود.

گیاه پنجه گربه بدلیل اثرات ضدالتهابی و توانایی آنها برای کاهش چسبندگی باکتریها دیواره روده شناخته شده میباشد. مطالعات مقدماتی پیشنهاد مینمایند که گیاه salai gaggal به اندازه سولفاسالازین برای درمان کولیت السراتیو که بیماری التهابی وابسته به کرون میباشند موثر است. نوعی نارون و همچنین زردچوبه دارای آثار ضدالتهاب و آنتی اکسیدان میباشند و گیاه fanv greek و گیاه devils clow (پنجه شیطان) و تورمنتیل بعنوان یک آنتی اکسیدان قوی ثابت شده اند که متخصص گیاه درمانی ماهر می تواند در یافتن درمان مناسب و مشاوره کمک کننده خوبی باشد. استفاده از گیاه درمانی حتماً باید قبل از افزودن آن به رژیم درمانی با پزشک در میان گذاشته شود.

پیشگیری اولیه در درمان بیماری نیز جای تامل دارد چونکه بیماران مبتلا به کرون در معرض خطر بالایی برای ایجاد کانسر آنورکتال مخصوصاً در سنین جوانی میباشند, تشخیص زودرس و انجام درمان مناسب می توانند نتیجه خوبی را بهمراه داشته باشد. انجام معاینات داخلی و همچنین بیوپسی توسط متخصصین داخلی برای آگاهی از ایجاد کانسر مخصوصاً در مراحل اولیه فیستول ضروری می باشد .

نتیجه:

 یک جزء ثابت در بررسی بیماری کرون توسط مراقبین بیمار مشخص نمودن همه متغیرهای درمانی, تشویق به تحقیق مستقل, پذیرش و اهمیت دادن به تمامی سئوالاتی که در مورد بیماری مطرح میگردد. بیمار باید بداند که مراقبین سلامت وی در حال حاضر چه کاری را برروی او انجام میدهند و یا در آینده چه روشی را در پیش خواهند گرفت و جهت به حداقل رساندن  عوارض و همچنین تسریع در برنامه درمانی در مورد بیماران کودک و نوجوان باید آنها را تشویق به گزارش نمودن علایم کرد. بدلیل تماس طولانی پرستار با بیمار, مسئولیت وی اطمینان دادن به بیمار و آگاهی کردن او تشویق بیمار به بیان سئوالات و انجام تدابیر مناسب در جهت درمان بیماری کرون میباشد.


 
درد سرطان
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

درد سرطان

درد سرطان می تواند عوامل مختصلی شامل شود. از جمله خون سرطان تحت فشار قرار گرفتن یک عصب یا قسمتهای دیگر بدن شکستگیها یا درد ناشی از درمان سرطان وجود دارد. تکنیکهای متفاوتی برای کمک به معالجه (کم کردن) دردهای جدی ناشی از سرطان شامل دردهای ناشی از درمان دارویی و تزریقات به ویژه آسیب بافت عصبی ناشی از درمان دارویی (توانایی درمان) و استفاده از پمپها با جراحی و قرار دادن آن در درون بدن برای تسکین درد ناشی از درمان دارد. باب ویژه در یک نقطه از ساب آرکنوئید می توان استفاده. در پمپهای تزریق کننده دارو که باعث ایجاد درد ناشی از تحریک رسپتورهای روی طناب نخاعی می گردد کنترل دردهای مزمن در بیمار سرطانی سودمند است. با کاهش تاثیرات جانبی برای درک بیشتر لطفا مبحث سرطان را بخوانید.


 
حفره شکمی
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

شرح مطب: در حفره شکمی بین دیوار شکمی و احشاء شکمی تجمع مایع باعث متورم و ناراحتی شکم و افزایش وزن میشود.

پریتونیت باکتریال خود به خودی مایع موجود در حفره شکمی (آسیت) مکانی کامل برای رشد باکتری می باشد. درشرایط عادی حفره شکمی دارای مقادیر خیلی کمی از مایع است که قادر است به خوبی در برابر عفونت مقاوم باشد. باکتری که وارد شکم میشود (معمولاً از راه روده) یا کشته میشوند و یا راه ورودشان به ورید پورت (باب) بطرف کبد جائیکه آنها به دام انداخته میشوند شناسایی و یافت می شوند.

در سیروز، مایعی که تجمع می یابد بطور معمول در شکم قادر نیست که در برابر عفونت مقاومت کند. علاوه براین بیشتر باکتری ها راهی از روده به درون آسیت پیدا می کنند.

بنابراین عفونت درون شکم و آسیت همانند پریتونیت باکتریایی خود به خودی می باشد که احتمال وقوع آن وجود دارد. پریتونیت باکتریال خودبخودی یک مشکل پیچیده و تهدید کننده حیات می باشد. برخی بیماران هیچ علائمی ندارند در حالیکه آنها تب و لرز و درد شکم و تندرس و اسهال و آسیت شدید دارند.

خونریزی از واریس های مری:

در سیروز کبدی بافت اسکار برگشت جریان خون از روده به قلب را متوقف می کند و فشار ورید باب (پورت) را بالا می برد. موقعی که فشار ورید باب به حدکافی زیاد شود باعث جریان خون از وریدهای کم فشار در اطراف کبد بطرف قلب میشود. اکثر وریدهایی که در جریان بای پس خونی قرار دارند در قسمتهای تحتانی مری و قسمت فوقانی معده وجود دارند. در نتیجه افزایش جریان خون و افزایش فشار وریدهای قسمت تحتانی مری و ناحیه فوقانی معده باعث توسعه واریس ها به داخل مری یا معده میشوند.

افزاش فشار ورید باب (پورت) و بزرگ شدن واریس ها در بعضی بیماران به احتمال قوی باعث خونریزی از واریس ها بصورت حاد می شوند در صورت عدم درمان فوری ممکن است باث مرگ بیمار شود.

نشانه های خونریزی از واریس ها شامل تهوع و استفراغ خونی (مواد استفراغی شامل ترکیبی از لخته ها با رنگ قرمز متمایل به قهوه (کافی گراند) و آن به علت تاثیر اسیدروی خون حاصل می شود. مواد دفعی (مدفوع) در حین عبور از روده با تغییرات موجود در خون آنها به رنگ قیری و سیاه تبدیل میشود.

حالت غش و افت فشارخون وضعیتی به بیمار دست می دهد که این به علت پایین آمدن فشار خون به ویژه موقعیکه از حالت خوابیده به وضعیت ایستاده درآید ایجاد میشود. خونریزی همچنین ممکن است از واریس هایی در هر جایی از روده رخ دهند به عنوان مثال در کولون که این مورد خیلی نادر است (به دلایل نامعلوم)

بیمار بستری شده به علت خون ریزی واریسی بیشتر در معرض پریتونیت باکتریایی خود به خودی قرار دارند.

مقادیری از پروتئین های موجود در غذا بعد از هضم و جذب به وسیله باکتری ها مورد مصرف قرار می گیرند که عموماً در داخل روده ها قرار دارند زمانی که پروتئین ها در موارد ویژه خود مورد مصرف قرار می گیرند. باکتری ها موادی را که می سازند به درون روده آزاد و رها می سازند در نتیجه این مواد می توانند جذب بدن شوند. به عنوان مثال بعضی از این مواد شامل آمونیاک که شامل اثرات سمی برروی مغز دارند.

به طور معمول این مواد سمی از طریق روده و ورید باب (پورت) در مسیر کبد جایی که آنها حمل میشوند از خون سم زدایی میشوند.

همانطور که قبلاً هم بحث شد زمانی که سیروز باشد سلولهای کبدی نمی توانند کار خود را بطور معمولی انجام دهند که این در نتیجه آسیب خوردگی ناشی میشود که از فقدان ارتباط عادی با خون دارد.

بعلاوه مقدار از عبور دادن خون ورید پورت از طریق وریدهای دیگر تامین میشود. نتیجه و حاصل این اختلال این است که مواد سمی نمی توانند به وسیله سلولهای کبدی دفع و برداشته شوند و در عوض مواد سمی در خون تجمع می یابند عمل کرد. مغز مختل میشود این حال آنسفالوپات کبدی نامیده میشود. در این حالت خواب در طی روز بهتر از شب است (عکس حالت و الگوی عادی)

پاره ای از علائم زودرس انسفالوپاتی:

علائم دیگر شامل: زودرنجی، عدم توانایی در تمرکز یا اجرای محاسبات فقدان و از دست دادن حافظه اگیجی، کاهش سطح هوشیاری و نهایتاً انسفالوپاتی کبدی باعث کما و مرگ میشود.

همچنین مواد سمی باعث حساسیت بیش از حد مغز بیماران سیروزی نسبت به داروهائیکه بطور عادی تصفیه شده و سمیت آنها توسط کبد زدوده میشود ایجاد می کند.

داروهائیکه بطور معمول به وسیله کبد سم زدایی می شوند براجتناب و مسمومیت در سیروز دوز مصرفی آنها کاهش داده میشود. مسک ها و داروهائیکه برای بهبود خواب استفاده میشوند بطور متناوب داروهایی ممکن است استفاده شوند که نیازی به سم زدایی و یا حذف از بدن توسط کبد نداشته باشند. برای مثال داروهایی که توسط کلیه ها دفع و تصفیه میشوند.

سندرم هپاتورنال (کلیوی کبدی):

بیماران سیروزی بدحال می توانند سندروم هپاتورنال را گسترش دهند این سندرم در جائیکه عمل کرد کلیه ها کاهش دارد مسئله و مشکل جدی را در پی دارد. در این سندروم هیچ آسیب فیزیکی در کلیه وجود ندارد در عوض این کاهش عمل کرد کلیوی باعث بوجود آمدن تغییراتی در جریان خون کلیه ها میشود.

سندروم هپاتورنال به عنوان نارسایی پیشرونده کلیه ها در تصفیه مواد از خون و تولید مقادیر کافی ادرار

با وجود مهم بودن اعمال کلیه نظیر احتباس نمک تعرزف میشود اگر برای بیمار دارای سندرم هپاتورنال کبد سالم پیوند شود و یا اینکه عمل کرد کبدی بهبود یابد کلیه ها معمولاً عمل کرد عادی خود را شروع خواهد نمود.

این مزمن وجود دارد که وقتی کبد نارسا باشد کاهش عمل کرد کلیه نتیجه تجمع مواد سمی در خون است.

دو نوع سندروم هپاتورنال وجود دارد: یک نوع آن که در طی ماهها و تدریجی رخ می دهد و نوع دوم که در مدت یک یا دو هفته به سرعت بروز می کند.

سندروم هیاتوپالمنونازی (سندرم ریوی کبدی):

به ندرت بعضی بیماران سیروزی پیشرفته به ندرت می توانند بصورت سندروم هپاتوپالمنونازی در آیند. این بیماران تنفس مشکل را می توانند تجربه کنند زیرا در سیروز پیشرفته هورمون های مشخصی آزاد میشوند که سبب عمل کرد غیرعادی ریه ها میشوند. مسئله اصلی در ریه ها وجود جریان ناکافی خون در عروق خونی کوچک در جایی که در تماس با آلوئولها و کیسه های هوایی می باشد. جریان خون در ریه ای که شانت اطراف آلوئولها بوده و نمی توانند از اکسیژن کافی اشباع شود. هوای موجود در آلوئولهای ریوی نتیجه تقلایی است که بیماران با تنفس های کوتاه حاصل نموده اند.

هیپراسپلنیسم (بزرگی طحال):

طحال به طور عادی به عنوان یک صافی و فیلتر درگیر انداختن سلول های پیر و فرسوده از گلبول های قرمز خونی و گلبولهای سفید خونی و پلاکت ها(جزء کوچک و مهم برای لخته) عمل می کند خونی که از طحال خارج میشود در محل ورید باب از روده ها می رسد. همچنین در سیروز با افزایش فشار ورید باب جریان خون طحال متوقف میشود. خون پس می زند و با برگشت آن در طحال تجمع می یابد. طحال از نظر سایز و اندازه متورم میشود حالتی که به اسپلنومگالی شباهت دارد. بعضی اوقات طحال به قدری متورم میشود که باعث درد شکمی میشود. وسیع شدن طحال باعث تصفیه بهتر و بیش از پیش گلبولهای خونی و پلاکت ها میشود تا اینکه مقادیر و تعداد آنها در خون کاهش یابد.

هیپراسپلنی هم برای توصیف این حالت به کاربرده میشود و با کاهش شمارش گلبول های قرمز خون (آنمی) و کاهش شمارش گلبولهای سفید (لکوپنی) و یا کاهش شمارش پلاکت (ترومبوسیتوپنی) منطبق است. آنمی می تواند باعث ضعف و بی حالی شود. لکوپنی به عفونت منجر میشود و ترومبوسیتوپنی می تواند فرایند لخته شدن خون را مختل کند که عواقب آن در دراز مدت با خون ریزی همراه خواهد بود.

سرطان کبد (کارسینوم سلول های کبدی):

عامل اول اینکه منشا تومور در کبد وجود دارد.

عامل دوم اینکه سرطان کبد منشا غیرکبدی دارد که از جایی دیگر از بدن به کبد متاستاز می دهد و پخش میشود.

معمولی ترین علائم و نشانه های سرطان اولیه کبد: درد شکم و متورم و پهن شدن شکم، کاهش وزن و تب می باشد.

علاوه براین سرطان کبد می تواند تعدادی از مواد را تولید و آزاد کند.

افرادیکه کاهش شمارش گلبول های قرمز (ارتیروسیتوزیس) کاهش قند خون (هیپوگلیسمی) و افزایش کلسیم خون (هیپرکلسمی) دارند جهت کسب اطلاعات کافی به بخش سرطان و کبد مراجعه نمایند و مطالعه داشته باشند.

منبع:                                                  WWW.Medicienet.com


 
ایدز
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

سندرم نقس ایمنی اکتسابی (AIDS) (ایدز) HIV

ایدز

یک بیمار ویروسی واگیردار است که سیستم دفاعی بدن را مختل کرده و بیمار در مقابل انواع سرطانها و عفونتها بی دفاع شده و درنهایت از پا در می آید.

علایم اصلی:

کاهش بیش از 10% وزن بدن

اسهال مزمن بیش از یکماه

تبهای متناوب یا ثابت بیش از یکماه

علایم بالینی:

1- تنفسی: نفس های کوتاه و سطحی ، تنگی نفس، سرفه، درد سینه و تب، سل وابسته به ایدز

2- گوارشی: بی اشتهایی، تهوع، استفراغ، اسهال مزمن، عفونت کاندیدیایی

3- عصبی: آنسفالوپاتی شامل (نقصان حافظه، سردرد و فقدان تمرکز، کندی روانی حرکتی و آتاکسی)، نوروپاتی محیطی وابسته به HIV که اختلال عصبی محیطی است تب، سفتی گردن و تهوع و استفراغ

4- پوستی شامل: تب خال، زونا و انواع التهابات پوستی و زیکولهای خطرناک

5- سایر علایم: بیماریهای مزمن و سرطان ها و علایم در دستگاه تولید مثل زنان

ارزش یابی تشخیص:

وجود آنتی بادی های HIV بوسیله آزمون الیزا و آزمایش وسترن بلادت

 

 

راههای انتقال:

تماسهای جنسی، دریافت خون و فرآورده های خونی آلوده، استفاده از سرنگ و سوزن آلوده و وسایل برنده و نافذ، ابزار و لوازم آلوده حجامت، خلال دندان و تیغ صورت تراشی مشترک، انتقال آلودگی بیماران به افراد سالم را موجب می گردد.

درمان:

ایدز واکسن و دارو ندارد و متاسفانه درمان قطعی ندارد و مهمترین اصل این است که ایدز قابل پیشگیری است.

راههای پیشگیری:

پایبندی به اصول اخلاقی و اجتناب از بی بند باری جنسی و دوری از تماسهای جنسی نامشروع

عدم استفاده مجدد از سرنگهای یکبار مصرف به خصوص در معتادین تزریقی

استفاده از کاندوم هنگام روابط جنسی

مراقبت در هنگام استفاده از لوازمی که ممکن است سبب خراش یا بریدگی شود.

گروههای در معرض خطر:

دریافت کنندگان  خون و فرآورده های خونی مانند بیماران هموفیلی

تالاسمی و پیوند اعضاء

همسران افراد مبتلا

افرادیکه شرکاء جنسی متعدد دارند

مسافرین خارجی و افرادیکه مسافرت به مناطق آلوده داشته اند

کلیه مشاغل مرتبط پزشکی و پیراپزشکی

فرزندان مادران آلوده

 

چگونه با افراد مبتلا به ایدز رفتار کنیم؟

آنان را طرد نکنید

آنان را از خدماتی که به بقیه ارائه میشود محروم نکنید

آنان را به ورزش، فعالیت و تغذیه مناسب ترغیب کنید.

آنان را تشویق کنید تا به مراکز مربوط مراجعه نمایند.

 

بهترین درمان ایدز

 پیشگیری از آن میباشد


 
درمان سی اچ اف
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

درمانهای CHF کدامند؟

تعدیل سبک زندگی

درمان CHF باید بلافاصله پس از تشخیص شروع شود. شاید مهمترین قسمت و جنبه درمان که بیشتر مورد غفلت واقع می شود همان تعدیل شیوه های زندگی باشد. سدیم باعث افزایش میزان مایعات بدن و تجمع آن در بافتها می شود. بدلیل اینکه بدن بوسیله مایعات تجمع یافته اضافی محتمن می شود. بیماران به شدت نسبت به افزایش میزان دریافت مایعات نمکها هستند. علت محدودیت مصرف مایعات و نمک، تمایل آن برای تجمع در ریه ها و اطراف بافتها می ب اشد. یک رژیم بدون نمک هنوز هم می تواند 6-4 گرم سدیم بصورت روزانه داشته باشد. در بیماران CHF عموماً دریافت سدیم بمیزان کمتر از 2 گرم در روز توصیه میشود. مطالعه بر چسب مواد غذایی و توجه خاص به میزان کل سدیم دریافتی بسیار مهم می باشد. همچنین مصرف مایعات نیز باید تنظیم شود. گرچه بسیاری از بیماران دچار CHF از دیورتیکها جهت دفع مایعات اضافی استفاده میشود ولی تاثیر این دارو با استفاده از آب و مایعات بمقدار زیاد، تاثیر این دارو به سختی ایجاد میشود. توصیه معمول که نوشیدن آن بمیزان 8 لیوان در روز باعث سلامتی می باشد در این بیماران صدق نمی کند. در واقع برای بیمارانی که به درجه پیشرفته تری از CHF دچارند توصیه میشود که میزان دریافت مایعات روزانه خود را با استفاده از تمامی منابع به نصف کاهش دهند. راهنمایی های فوق برای محدودیت مصرف نمک و مایع، بطور گسترده ای وابسته به شدت CHF که بیمار با آن درگیر است می باشد. یک ابزار مهم در بررسی تعادل مایعات اندازه گیری مکرر وزن می باشد. علامت زودرس تجمع مایع در بدن افزایش وزن است. این مساله ممکن است حتی زودتر، کوتاه شدن تنفس، تورم پاها و سایر نقاط بدن (ادم) مشخص شود. افزایش وزن بمیزان 3-2 پوند در طول 3-2 روز باید به پزشک اطلاع داده شود و پزشک ممکن است دستور افزایش دیورتیک یا سایر روشها جهت توقف مرحله اول تجمع مایع قبل از تشدید آن شود.

ورزشهای هوازی که بیشتر برای بیماران CHF توصیه نمی شد نشان داده شده که در حفظ ظرفیت عملکردی، کیفیت زندگی و شاید حتی بقاء بیمار مفید می باشد. بدن هر فرد توانایی منحصر بفردی در جهت جبران نارسایی قلبی دارد. با داشتن یک درجه از ضعف عضلات قلبی بیماران ممکن است درجات مختلفی از محدودیت عملکرد را نشان دهند. برنامه منظم ورزش در زمانی که با بررسی میزان تحمل بیمار دنبال شود باعث اثرات مثبت مهمی خواهد شد.

مشخص نمودن عوامل بالقوه برگشت پذیر:

بسته به عوامل ایجاد کننده CHF، عوامل بالقوه برگشت پذیر باید مشخص شوند. بعنوان مثال در بیمار خاص که CHF وی بدلیل جریان خون ناکافی عضلات قلبی باشد جریان خون مجدد شریانهای کرونر از طریق جراحی یا روشهای کاترارسیون (آنژیوپلاستی یا اسنت (داخلی عروق کرونر) باعث درمان شد اگر CHF در اثر بیماری شدید دریچه ای ایجاد شده باشد می توان علایم را با جراحی دریچه دفع نمود و یا در زمانی که CHF بوسیله فشار خون کنترل شده (هایپرتانسیون) ایجاد شده باشد می توان بوسیله درمان تهاجمی فشار خون، شرایط را بهبود بخشید. همینطور ضعف عضلات قلبی که مربوط به تداوم الکسیم شدید بوده می تواند با پرهیز  از الکل به شکل قابل ملاحظه ای بهبود یابد. CHF که بدلیل سایر بیماریهای ایجاد شده باشد نیز می تواند بهمین شکل بطور نسبی یا کامل با اقدامات اختصاصی آنها قابل برگشت باشد.

دارو درمانی: تا همین اواخر انتخاب درمانهایی که برای CHF در دسترس بود بطور مایوس کننده ای محدود و فقط متمرکز بر کنترل علایم بود. ولی اخیراً توسعه پیدا کرده و باعث بهبود علایم و مهمتر از آن باعث افزایش طول عمر بیماران شده است.

مهار کننده های آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین (ACE):

مهار کننده های ACE برای درمان هایپرتانسیون در افراد بالای 20 سال مورد استفاده قرار می گرفت.

این طبقه دارویی بطور وسیعی در درمان CHF مورد مطالعه قرار گرفت. این داروها تشکیل آنژیوتانسین II را هورمونی با آثار بالقوه زیان آور برای قلب و جریان خون می باشد را مهار می کند. در مطالعات متعدد برروی صدها بیمار استفاده این داروها بهبود قابل توجهی را در علایم بیماران اثبات نموده باعث پیشگیری از تشدید علایم و طولانی شدن طول عمر بیماران شده است. بعلاوه اخیراً نشان داده شده که این داروها مانع از توسعه نارسایی قلبی و حملات قلبی میشود، بدلیل کثرت مدارکی که استفاده از این داروها را در نارسایی قلبی تایید و حمایت می کند مهار کننده های ACE با کمترین ملاحظه در همه بیماران دارای نارسایی قلبی مخصوصاً افرادی که ضعف عضلات قلب دارند استفاده میشود.

عوارض جانبی احتمالی این د اروها شامل بیقراری، بندرت واکنشهای آلرژیک، سرفه های خشک، افت فشار خون، اختلال عملکرد کلیه و احتمالات الکترولیتی، در زمان استفاده از دارو بیمار باید بدقت از نظر عوارض بررسی گردد و گرچه اکثر این بیماران داروها را بدون مشکل مهمی تحمل می نمایند. چند مورد از مهار کننده های ACE شامل: کاتروپریل (کاتپدین) انالاپریل (وازرتک) لینوپریل (زستریل، پری نویلی)، بنزاپریل (لونتین) و رامی پریل (آلتاک)

برای بیمارانی که قادر به تحرک تحمل مهارکننده های ACE نیستند گروه متفاوتی از داروها استفاده میشود که بعنوان بلوک کننده های گیرنده های آنژیوتانسیون نامیده میشوند (ARBS) استفاده میشود. این داروها برروی همان مسیر هورمونی مهارکننده های ACE عمل می کنند اما بجای بلوک عمل آنتویوتامین II مستقیماً برروی رپتور آنها تاثیر می گذارند در یک مطالعه کوچک کوتاه مدت یکی از این داروها بعنوان بقاء بیشتر و درمان CHF قدیمی در مقایسه با بیماری که مهار کننده های ACE دریافت کرده است ملاحظه شد. گرچه مطالعات بیشتر نتوانست برتری ARBS را بر مهارکننده های ACE ثبات نماید. مطالعات آینده در جهت استفاده از این داروها هر کدام به تنهایی و در ترکیب با ACE می باشد هرچند عوارض جانبی این داروها ممکن است شبیه مهارکننده های ACE باشد ولی سرفه خشک بدنبال مصرف این داروها کمتر معمول است. این طبقه دارویی شامل: لوزارتان (کوزلار) کاندستارتان (آتاکند) تلیارتان (میکاردیس) والزارتان (دیووان)، ایبزارتان (آوارپرو)

بتابلوکرها:

هورمونهای خاصی از قبیل اپی نفرین (آدرنالین) نوراپی نفرین وسایر هورمونهای مشابه برای گیرنده های بتا در نواحی مختلف بدن عمل کرده و باعث تاثیرات تحریکی میشوند. تاثیر این هورمونها برروی گیرنده های بتای قلبی، قدرت انقباضی بیشتر عضلات قلب است. بتابلوکرها موادی هستند که عمل این هورمونهای محرک برروی گیرنده های بتا را برروی بافتهای بدن بلوک می کنند.

بعد از زمانی که این داروها شروع به بلوک گیرنده های بتا می کنند عمل قلب دچار سستی و احتلال میشود بطور سنتی بتابلوکرها نباید در بیماران دچار CHF استفاده شوند. هر چند اثرات تحریکی این هورمونها ممکن است در ابتدا برای نگهداری عملکرد قلب مفید باشند. تا اینکه تاثیرات منفی برروی عضله قلبی در طول زمان مشخص میشود مطالعات اخیر تاثیر مثبت بالینی بتابلوکرها در بهبود عملکرد قلب و میزان بقاء بیمار CHF که بطور همزمان از ACE استفاده می کند را نشان داده است.

این مساله نشان می دهد که کلید موفقیت در استفاده از بتابلوکرها در CHF شروع با دوز پایین و افزایش دوز به آهستگی می باشد ممکن است بیمار احساس کند که وضعیت وی بدتر شده است و ممکن است نیاز به سایر درمان ها برای سازگاری باشد. عوارض جانبی احتمالی شامل: احتباس مایعات، فشار خون پایین، افت نبض و خستگی عمومی می باشد. همچنین بتابلوکرها را عموماً نیم توان در مورد بیماریهای جدی راه هوایی از قبیل آسم دارای نبض بسیار پایین در زمان اثر افت استفاده کرد. در حال حاضر کارودیلول (کورگ) دارویی است که بیشتر برای استفاده از CHF مورد مطالعه قرار گرفته (تنها بتابلوکری برای در CHF توسط FDA تائید شده ) مطالعه برروی اسیر بتابلوکرها نیز امیدوارکننده بوده است. تحقیق در مورد مقایسه کارودیلول با سایر بتابلوکرها در جهت درمان CHF در حال انجام می باشد.

دیگوکسین:

ریگوکسین (لانوکسین) صدها سال است که در درمان CHF مورد استفاده بوده است این دارو بطور طبیعی توسط گیاه «گل پنجه علی» تولید می شود دیگوکسین باعث تحریک عضله قلب برای انقباض قویتر میشود اثر دیگوکسین که بدرستی شناخته شده نیست باعث بهبود علایم CHF و پیشگیری از پیشرفت نارسایی قلب می شود. هر چند در مطالعه ای که اخیراً بصورت تصادفی و در یک مقایسه گسترده برای مشخص کردن تاثیر دیگوکسین برروی مرگ و میر انجام شد دیگوکسین برای بسیاری از بیمارانی که علایم شدید CHF داشته اند مفید بوده ولو اینکه میزان بقاء بیمار افزایش پیدا نکند. عوارض جانبی احتمالی: تهوع، استفراغ، دیس ریتمی های قلبی، اختلال عملکرد کلیه و اختلالات الکترولیتی می باشند. گرچه این عوارض عموماً ناشی از مقادیر سمی دیگوکسین در خون بوده می توان بوسیله آزمایشات خونی میزان آن را بررسی نمود. همچنین دوز دیگوکسین در بیماران دچار آسیب های مهم کلیوی نیاز به تنظیم دارد.

دیورتیکها:

دیورتیکها یک جزء مهم از درمان CHF در جهت پیشگیری و یا رفع علایم تجمع مایع می باشند. این داروها از طریق افزایش جریان مایع از طریق کلیه، از تجمع مایع در ریه ها و بافتها محافظت نموده در رفع علایمی از قبیل تنگی نفس و تورم پاها موثر می باشند ولی تاثیر آن برروی افزایش بقاء بیمار ثابت نشده است. با وجود این دیورتیکها بعنوان یک داروی کلیدی جهت پیشگیری از بدتر شدن وضعیت بیمار که بموجب آن نیاز به بستری نمودن بیمار در بیمارستان است بشمار می آید.

در زمانی که نیاز به بستری شدن بیمار در بیمارستان باشد دیورتیکها اغلب بصورت وریدی اجرا می گردد زیرا که ممکن است توانایی جذب خوراکی دیورتیکها دچار اشکال شده باشد.

عوارض جانبی بالقوه دیورتیکها شامل: هیدراتاسیون، اختلالات الکترولیتی مخصوصاً هایپوکالمی، اختلالات شنوایی و افت فشار خون می باشند. پیشگیری از هایپوکالمی بوسیله دریافت مکملها در زمان استفاده از این داروها مهم می باشد. بعضی اختلالات الکترولیتی ممکن است بیماران را مستعد آریتمی های خطرناک قلبی کند. نمونه هایی از گروههای مختلف دیورتیکها شامل فورزماید (لازیکس) هیدروکلروتیازید ، بومتانید (بومکس) تورسماید (دمادکس) مترلازون (زادوکسولین)

اخیراً تاثیرات بعلت غیرمنتظره یک دیورتیک در افزایش بقاء بیمار دچار CHF ثابت شده است. اپیرندلاکتون از چندین سال قبل بعنوان یک دیورتیکضعیف در درمان بیماریهای مختلف استفاده میشود. در میان دیگر داروها این دارو تاثیر هورمون آلدوسترون را متوقف می نماید. آلدوسترون بصورت تئوریک دارای تاثیرات زیان آور برروی قلب و جریان خون در بیمار CHF می باشد. آزاد سازی این هورمون در قسمتی توسط آنژیوتانسین II ایجاد میشود. در بیمارانی که مهار کننده های ACE دریافت می کنند با این وجود یک پدیده فرار وجود دارد که در آن مقدار آلدوسترن علیرغم مقادیر پایین آنژیوتانسیون II بالا می باشد. محققان اخیراً دریافته اند که اپیرنولاکتون می تواند میزان بقاء بیماران CHF را افزایش دهد. در این تحقیق، دوز مورد استفاده نسبتاً کم بوده و این فرضیه را مطرح می نماید که میزان سودمندی دارد در توانایی آن در بازدارندگی و مهار تاثیر آلدسترون بجای تاثیر ضعیف دیورتیک آن می باشد.

عوارض جانبی احتمالی دارو: بالا رفتن میزان پتاسیم و در زنان افزایش بافت پستان (ژنیکوماستی) میباشد.

پیوند قلب:

در بعضی موارد با وجود درمانهای معمولی که در بالا ذکر شد، در نتیجه نارسایی پیشرونده قلبی وضعیت بیمار همچنان روبه بدتر شدن میرود، در بیماران مورد انتخاب پیوند قلب، یک روش درمانی قطعی می باشد. کاندیدهای انجام پیوند قلب دارای شرایط عمومی پایین تر از 60 سال داشته و نباید دچار بیماریهای شدید یا غیرقابل برگشت در سایر اندامها باشد. بعلاوه پیوند قلب فقط در کسانی انجام می شود که مشخص شده باشد که پیش آگهی بیمار با وجود اقدامات درمانی ضعیف شده باشد. بیمار که پیوند قلب شده نیاز به مراقبت درمانی بسته بدلیل دریافت داروهای ضروری که باعث سرکوب ایمنی جهت پیشگیری از پس زدن پیوند نیاز دارند. آنها همچنین باید علایم گسترش بیماری عروق کرونر در قلب پیوندی را برررسی کنند. گر چه هزارات بیمار در لیست انتظار برای پیوند قلب قرار دارند. تعداد عملهای پیوند قلب که در سال انجام میشود محدود به تعداد اهدا کنندگان اعضاء می باشد. بهمین دلیل پیوند قلب در یک دید واقع بینانه فقط برای تعداد کمی از تعداد کثیر بیماران CHF میباشد.

سایر درمانهای مکانیکی

با توجه به محدودیتهای موجود در پیوند قلب در حال حاضر بیشتر توجهات به سمت توسعه وسایل کمکی که عمل پمپاژ تمام یا قسمتی از قلب را برعهده می گیرد. چندین وسیله برای استفاده بالینی در دسترس بوده و تعداد بیشتری نیز بصورت فعالانه ای در حال توسعه می باشد. بعنوان مثال: اخیراً وسیله های کمکی بطن چپ که بعنوان یک روش موقت برای حمایت جریان خود در بیماران بسیار بدحال تا زمانی که پیوند برروی آنها انجام شود وجود دارد.

مطالعات آزمایشگاهی در مورد امکان استفاده از این وسایل کمکی برای درمان طولانی بعنوان یک جایگزین ثابت در حال انجام است. محدودیت بزرگ این وسایل خطر عفونت می باشد. مخصوصاً در قسمتهایی که این دستگاهها از طریق پوست برای تماس با منبع خارجی نیرو از بدن خارج می شوند.


 
حوادث عروق مغزی
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

C.V.A: حوادث عروق مغزی

CVA پیشرونده یا حمله مغزی که در ارزیابی ترمبوز بعنوان عامل آن مشخص شده است با اختلال نورولوژیک خفیف شروع می شود در طی یک یا دو روز بدتر می شود

CVA کاملک

یک نقص کامل نورولوژیک که با یک شروع ناگهانی توسط بیمار تجربه می شود.

شایعترین علت CVA ترمبوز است. سایر عوامل شامل آمبولی و خونریزی می باشند. عوامل خطر که احتمال CVA را افزایش می دهند عبارتند از: آترواسکروزیز، فشار خون بالا، ریس ریتمهای قلبی بیماریهای رماتیسمی قلب، دیابت سلیتوس، نقرس، افت فشار وضعیتی و هایپرتروفی قلب سایر عوامل خطر شامل بالا بودن سطح سرمی تری گلیسرید و روش زندگی بی تحرک (روش زندگی غیرفعال) استفاده از داروهای ضدبارداری، سیگار کشیدن و سابقه فامیلی حوادث عروق مغزی (CVA).

علائم کلینیکی اختصاصی CVA با توجه به شریان درگیر تغییر است و نتیجتاً، فقط به قسمتی از مغز خون عرضه میشود) در صدمات خیلی شدید و وسیع عروق جانبی (کومترال) برای کمک به جبران کاهش عرضه خون به مغز وسعت پیدا می کنند (انشعاب می یابند)

اگر CVA در نیمکره چپ اتفاق بیفتد، علائمی که ایجاد میشود در سمت راز بروز می کند. اگر در نیمکره راست CVA اتفاق بیفتد علائم در سمت چپ نمایان می شوند.

بهرحال CVA که باعث آسیب اعصاب کرانیال (مغزی) میشود علائمی از اختلال در عملکرد اعصاب مغزی مشابه یک خونریزی ایجاد میکند (عوارض ناشی از خونریزی)

معمولاً علائم ایجاد شده را براساس شریان درگیر دسته بندی می کنند. همچنین میتواند بعنوان مخاطره آمیر عمومی و مرکزی دسته بندی شود.

شریان مغزی میانی:

این نوع CVA ممکن باعث آفازی (عدم تکلم) شود. (کاهش قدرت تکلم، نوشتن، یا علائمی از کاهش درک گفتاری یا زبان نوشتاری را نشان می دهد).

اختلال در تکلم (اختلال در سخن گفتن)، کاهش میدان بینایی و فلج نیمه بدن درست مبتلا (شدت آن در صورت و دست نسبت به پا بیشتر است). از علائم درگیری شریان میانی مغز است.

شریان کادرتید: بیمار ممکنست خستگی و ضعف ، گرفتگی، اختلال حواس، اختلالات بینایی و تغییر سطح هوشیاری صداهای اضافی که روی عروق شنیده میشود. سردرد، آفازی و پتوز (افتادگی پلک) را در سمت مبتلا تجربه کند.

شریان معده ای:

بیمار ممکن است ضعف، ناتوانی در سمت مبتلا، بی حسی اطراف دست و دهان، کاهش میدان بینایی، دوبینی، (2 تصویر از یک مورد ساده) تطابق ضعیف، ریس فاژی، ناهماهنگی کلام، سرگیجه، فراموشی و نارسایی تطابق ماهیچه ای (عدم تعادل) را تجربه کند.

شریان قدامی مغزی:

این نوع از حمله مغزی می تواند باعث کاهش سطح هوشیاری، ضعف و ناتوانی و گرفتگی و سستی در سمت مبتلا (خصوصاً در پا) بی اختیاری ادراری و کاهش تطابق شود. همچنین می تواند اختلال عملکرد حرکتی و حسی و اختلالات شخصیتی را ایجاد کند.

شریان خلفی مغزی: فلجی معمولاً رخ نمی دهد. بیمار ممکنست کاهش میدان دید، اختلال حواس، کوما و کوری کورتیکال (ناشی از قشر مغز) را تجربه کند.

تستهای تشخیصی: سی تی اسکن نشان می دهد که حمله مغزی ناشی از ترمبوز، خونریزی، تومور یا هیدروسفالی است. سی تی اسکن مغز نواحی ایسکمیک را نشان می دهد اما اگر 2 هفته از CVA گذشته باشد ممکنست موثر نباشد. سایر تستها شامل: Lp، افتالموسکوپی، آنژیوگرافی، ECG و مطالعات آزمایشگاهی است.

درمان:

اقدامات درمانی موثر در CVA شامل: داروهای ضدتشنج برای درمان حملات، داروهای شل کننده مدفوع جهت جلوگیری از سفت شدن مدفوع که اینها باعث افزایش ICP میشوند. کورتیکوستروئیدها جهت به حداقل رساندن ادم مغزی، داروهای ضد درد جهت کنترل سردرد که ممکن است بدنبال CVA هموراژیک ایجاد شود. معمولاً استفاده از آسپرین در CVA هموراژیک منع مصرف دارد بخاطر اینکه مصرف آن تمایل خونریزی مغزی را افزایش میدهد. اما ممکنست در جلوگیری از ایجاد TIA (حملات زودگذر مغزی) موثرباشد.

درمان جراحی جهت بهبود جریان خون مغزی برای بیماری که دچار CVA ترمبوتیک یا آمبولی شده است شامل. برداشتن انتهای شریان (برداشتن پلاکهای آترواسکروز از داخلی ترین دیواره شریان) یا پیوند عروق کوچک (عروق خارج مغزی به روش جراحی به عروق داخل مغزی آناستموز (پیوند) داده میشوند.


 
یبوثت مزمن
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی

یبوست مزمن

پیشرفتهایی در درک عملکردهای عصبی معدی روده ای اهمیت نقش سروتنین نوروترانسمیتر (فرستنده نورون) را آشکار ساخته است (5 هیدروکسی تریمپتامین) که بیشتر 95% در مسیر معدی روده ای یافت میشود سرتونین به سیگنال گذاری در سیستم روده ای کمک می کند و عامل مهمی در روابط داخلی سیستم عضلات روده ای میباشد که در روابط بین سیستم روده ای و سیستم عصبی مرکزی نقش حیاتی دارد. در واقع سرتونین با توجه به حرکات دودی شکل آژاد میشود و حفظ می گردد بر سرتونین معدی اثر می گذارد و نحوه تغییرات مسیر GI را تعدیل می کند.

بیش از 14 نوع فرعی گیرنده های سرتونین شناسایی شده است که برخی از آنها در عملکرد مسیر GI موثر می باشند مثل اتصال سرتونین به گیرنده HF1P که برای به حرکت آوردن ارتجاعی حرکات روده ای نقش حیاتی دارد همچنین سرتونین به گیرنده های 5-HT4 واقه در نورون های داخلی می چسبد، آزادسازی فرستنده های ثانویه را تقویت می کند (استیل کولین وژن کلسی تونین مربوط به پپتیدها) و در نتیجه تحریک نورونهای محرک را افزایش میدهد . اتصال سرتونین به گیرنده های 5HT3 در نورنهای آوران عرضی اولیه که سیگنال رسانی به سیستم عصبی را در بر می گیرد بر نحوه درک غریزی اثر می گذارد.

گیرنده های سرتونین یعنی آگونیست و آنتاگونیست با توجه به این تاثیرات ارائه شده اند.

مثلاً عواملی که باعث کاهش (جذب آنتاگونیست های گیرنده) یا افزایش (آنتاگونیست گیرنده 5-HT3) حرکات خوبخودی میشوند برای کاهش عوارض چند جانبه IBS (هنگام اسهال) و IBS (هنگام یبوست) موثر میباشد و به همین نحوه در دمان زنان مبتلا به این گونه بیماریها نقش دارد.

حرکات خودبخودی معده نیز در درمان مردان و زنان جوان تر از 65 سال که به بیماری مزمن یبوست اندوپاتیک مبتلا شده اند مفید میباشد (در روزهای تجویزی 6mg به صورت 2 بار در روز قبل از میل کردن غذا) با توجه به مطالعات، حرکات دودی شکل به طور چشمگیری باعث افزایش مقدار تخلیه مدفوع می گردد. تعداد دفعات حرکات متوالی روده در هر هفته جزء علائم اولیه محسوب شده است بهبود علائم فرد هنگام حرکات معدی روده ای ، بلع معدی و تثبیت فشار و حرکات با توجه به دوره های جایگزین شده است. در بررسی نظام مندانه ارائه شده از طریق گروه ویژه ACG حرکات دودی شکل به حد مورد نظر می رسد به طور کلی حرکات دودی شکل را می توان به خوبی کنترل کرد. در آزمایشهای مربوط به بیماران مبتلا به یبوست مزمن غیر از اسهال که از طریق 6/6% بیماران دارای حرکات ددی شکل در مقایسه با 3% داروهای  جایگزین به دست آمده است.

هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای در گزارشهای مربوط به تاثیرات بین دو گروه وجود ندارد. اغلب عوارض اسهال جزئی هستند. مدت کوتاهی قبل از درمان اولیه به وقوع می پیوندد و پس از تنظیم دوز دارو از بین می روند بروز تاثیرات منفی در 1% یا مقدار بیشتری از بیماران دارای حرکات دودی شکل (بیش از حد یا کمتر از حد نرمال) به وقوع می پیوندد و اغلب نسبت به مصرف داروهای جایگزین شیوع بیشتری دارند و عبارتند از: حالت تهوع، گیجی و سردرد

در آزمایشهای بالینی مربوط به حرکات دودی شکل هیچ عارضه التهاب کولون و ایسکمی وجود ندارد در حالی که مقداری از شواهد مربوط به التهاب کولون و ایسکمی پس از جراحی وجود داشته است اما به همراه پیامدهای طولانی مدت نبوده است، نسبت آنها با توجه به جمعیت کلی و مورد نظر هماهنگ بوده است ودر مقایسه با بیماران IBS کمتر بوده است.

اگر چه هیچ مکانیسم قلبی عروقی در ایسکمی مزمن مربوط حرکات دودی شکل معدی روده ای وجود نداشته است اما جهت اطمینان از نظر بیماریهای التهابی کولون و ایسکمی مورد بررسی قرار می گیرد. لوبی پرستون در واقع نوعی محرک کانال کلرید است که با توجه به افزایش سرتونین مایع معدی روده ای عمل می کند و جدیدترین عامل دریافت کننده FDA جهت درمان بیماران بزرگسال مبتلا به یبوست ایدیوپاتیک میباشد. این موارد با توجه به نتایج نیمه مشخص، کنترل داروی جایگزین، مرحله سوم آزمایش و همچنین سه تحقیق مربوط به ایمنی بالینی ارائه شده است.

پس از جراحی / درمان:

متخصصان با توجه به حرکات معدی روده ای موارد ویژه ای را تجویز می کنند.

4 هفته پس از شروع درمان بیماران تجربیات خود را به صورت حرکات مناسب معدی در هر هفته گزارش خواهند کرد. روده ها نرم تر میشود به همراه فشار نمی باشد و نحوه حرکات بهبود یافته است. ورده کوچک با توجه به معاینه دستی در ناحیه شکم بررسی می گردد.

به بیمار آموزش داده میشود تا این دستورالعمل را به مدت 4 هفته ادامه دهد و مایعات روزانه و دریافت مواد غذایی و ورزش را افزایش دهد. همچنین ممکن است این ارزیابی ها به کاهش وقوع شدت بروز علائم بعدی یبوست کمک نماید.

یبوست حاد و بلند مدت در نتیجه درمان نامناسب یاناکافی را می توان به صورت اختلال سطحی در نظر گرفت. این که آیا ارزیابی های تجربی و درمان مانع از درمان مناسب عوارض بیماران یا وجود علائم قرمز رنگ در بیماریهای ارگانیک می گردد یا نه، از طریق مراجعه به متخصص داخلی یا سایر افراد ارائه کننده خدمات درمانی مشخص می گردد.

بررسی مستقیم واکنشهای معدی در بسیاری از بیماران استفاده از پرسشنامه ها و آمار را به منظور کمک به جامعه ضروری است. هر چه بیمار به طور بهتری شرایط بیماری و اصول مربوط به آن را درک کند احتمال کمتری  وجود دارد که احساس ناتوانی به او دست دهد. این امر در صورتی به وضوع می پیوندد که درمان بیشتر از طریق مشاوره با پزشک صورت گیرد.

تا امروز هیچگونه دستورالعمل رسمی جهت تنظیم بیماریها وجود نداشته است که با توجه به آن گزینه های درمانی برای بیماران مبتلا به یبوست را بتوان اجرا کرد. این گونه تصمیم گیری به طور زیادی بر اساس نظر بیمار شدت علائم فرد مبتلا در زندگی روزمره، درمان بالینی و ورزش می باشد.

علیرغم مطالعات مربوط به شواهد پزشکی شکافهای زیادی به وجود آمده است. مطالعات مربوط به مراکز متفاوت بر علائم چندگانه یبوست متمرکز می باشد و تاثیرات درمانی را روی بیمارانی مورد بررسی قرار می دهد که به عوارض بلند مدت مبتلا شد ه اند و تلاشهای تحقیقاتی آتی را به خونی تنظیم می کنند.

NPS جزء موقعیتهای مطلوب برای دستیابی به انواع این مطالعات میباشد.


 
کشف سرطان
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی
   
لینک دائم            
 
ساعت ١٢:٣٠ ‎ب.ظ روز ٠١ آبان ۱۳۸٧    
 
 
   
تشخیص سرطان رحم که «قاتل خاموش» نامیده می شود، آنقدر دشوار است که علائم آن می تواند تا مدت ها مبهم و ناشناخته باقی بماند، اما به نظر می رسد پزشکان با کف بینی خانم ها می توانند این مرض را کشف کنند.

تشخیص سرطان رحم که «قاتل خاموش» نامیده می شود، آنقدر دشوار است که علائم آن می تواند تا مدت ها مبهم و ناشناخته باقی بماند، اما به نظر می رسد پزشکان با کف بینی خانم ها می توانند این مرض را کشف کنند. به عنوان مثال پزشکان بیمارستان رویال فری در لندن با دیدن پوست زمخت و کلفت کف دست یک خانم ۷۴ ساله نوعی از سرطان رحم را در وی تشخیص دادند.
چهار ماه قبل این خانم نقاط ناصافی را کف دستش لمس کرد که به تدریج تمام آن را فرا گرفت و تبدیل به پوستی ضخیم شد. هر چند او کاملاً سالم به نظر می رسید و هیچ نشانه دیگری از علائم بیماری در وی مشهود نبود، تیم پزشکی بیمارستان به این وضع مشکوک شدند و با حدس اینکه ممکن است این علائم به سرطان مربوط باشد، آزمایش های متعددی را روی این خانم انجام دادند. پس از تشخیص سرطان رحم خوشبختانه با کمک شیمی درمانی حال بیمار رو به بهبودی گذاشت و در حال حاضر وی کاملاً سالم است. این پدیده سندروم پارانئوپلاستیک نامیده می شود، یعنی زمانی که علائم ظاهری به دلیل سرطان ظهور کرده اند اما سلول های سرطانی در منطقه آلوده نیستند بلکه در نقطه یی دیگر از بدن حضور دارند. دیگر علائم چنین سرطانی ورم مفاصل یا مشکلات عصبی هستند که به دلیل ترشحات شیمیایی تومور یا واکنش های حفاظتی نسبت به تومور رخ می دهند.
اما قبل از اینکه خانم ها برای تشخیص سرطان احتمالی به روش های کف بینی روی بیاورند، لازم است یادآوری شود که این تکنیک هنوز در حد یک فرضیه پزشکی است و باید تحقیقات جامعی در خصوص آن صورت بگیرد. دکتر ویلی همیلتون که مطالعات گسترده یی در مورد نشانه های سرطان داشته و استاد دانشگاه بریستول است، در این رابطه می گوید؛ «من در طول ۲۶ سال طبابت چنین موردی مشاهده نکرده ام. مشکل سندروم پارانئوپلاستیک این است که اغلب به تومورهای بدخیم وابسته است و همین امر شناسایی را دشوار می کند.»
آزمایش های متعددی وجود دارند که می توانند این بیماری را در همان مراحل اولیه که بالطبع درمان هم ساده تر است، شناسایی کنند. یکی از آنها آزمایش خون برای سنجیدن پروتئینی به نام ۱۲۵CA است. این آزمایش هم به نسبت سایر آزمایش ها ساده تر است و هم سریع تر از سایرین وجود سلول های سرطان زا را مشخص می کند. در خون خانم های مبتلا مقدار زیادی پروتئین ۱۲۵CA وجود دارد. البته این به آن معنا نیست که افرادی که میزان این پروتئین در خونشان بالاست لزوماً به سرطان مبتلا باشند. شیوه دیگر عکسبرداری از رحم توسط معیارهای صوتی است. با این حال هنوز هم توجه به علائم غیرعادی و مشهود مثل اضطراب بی دلیل، استفراغ کردن، دردهای شکمی، نفخ، تغییر عادات بیرون روی و خونریزی بسیار مهم است و خانم ها باید بلافاصله پس از مشاهده هر یک از این نشانه ها به پزشک متخصص مراجعه کنند.