پرستاری نوین

پرستاری بهترین روش خدمت به مردم است

حفره شکمی
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱   کلمات کلیدی: نویسنده: محمد غلامی ،1 آبان 87

شرح مطب: در حفره شکمی بین دیوار شکمی و احشاء شکمی تجمع مایع باعث متورم و ناراحتی شکم و افزایش وزن میشود.

پریتونیت باکتریال خود به خودی مایع موجود در حفره شکمی (آسیت) مکانی کامل برای رشد باکتری می باشد. درشرایط عادی حفره شکمی دارای مقادیر خیلی کمی از مایع است که قادر است به خوبی در برابر عفونت مقاوم باشد. باکتری که وارد شکم میشود (معمولاً از راه روده) یا کشته میشوند و یا راه ورودشان به ورید پورت (باب) بطرف کبد جائیکه آنها به دام انداخته میشوند شناسایی و یافت می شوند.

در سیروز، مایعی که تجمع می یابد بطور معمول در شکم قادر نیست که در برابر عفونت مقاومت کند. علاوه براین بیشتر باکتری ها راهی از روده به درون آسیت پیدا می کنند.

بنابراین عفونت درون شکم و آسیت همانند پریتونیت باکتریایی خود به خودی می باشد که احتمال وقوع آن وجود دارد. پریتونیت باکتریال خودبخودی یک مشکل پیچیده و تهدید کننده حیات می باشد. برخی بیماران هیچ علائمی ندارند در حالیکه آنها تب و لرز و درد شکم و تندرس و اسهال و آسیت شدید دارند.

خونریزی از واریس های مری:

در سیروز کبدی بافت اسکار برگشت جریان خون از روده به قلب را متوقف می کند و فشار ورید باب (پورت) را بالا می برد. موقعی که فشار ورید باب به حدکافی زیاد شود باعث جریان خون از وریدهای کم فشار در اطراف کبد بطرف قلب میشود. اکثر وریدهایی که در جریان بای پس خونی قرار دارند در قسمتهای تحتانی مری و قسمت فوقانی معده وجود دارند. در نتیجه افزایش جریان خون و افزایش فشار وریدهای قسمت تحتانی مری و ناحیه فوقانی معده باعث توسعه واریس ها به داخل مری یا معده میشوند.

افزاش فشار ورید باب (پورت) و بزرگ شدن واریس ها در بعضی بیماران به احتمال قوی باعث خونریزی از واریس ها بصورت حاد می شوند در صورت عدم درمان فوری ممکن است باث مرگ بیمار شود.

نشانه های خونریزی از واریس ها شامل تهوع و استفراغ خونی (مواد استفراغی شامل ترکیبی از لخته ها با رنگ قرمز متمایل به قهوه (کافی گراند) و آن به علت تاثیر اسیدروی خون حاصل می شود. مواد دفعی (مدفوع) در حین عبور از روده با تغییرات موجود در خون آنها به رنگ قیری و سیاه تبدیل میشود.

حالت غش و افت فشارخون وضعیتی به بیمار دست می دهد که این به علت پایین آمدن فشار خون به ویژه موقعیکه از حالت خوابیده به وضعیت ایستاده درآید ایجاد میشود. خونریزی همچنین ممکن است از واریس هایی در هر جایی از روده رخ دهند به عنوان مثال در کولون که این مورد خیلی نادر است (به دلایل نامعلوم)

بیمار بستری شده به علت خون ریزی واریسی بیشتر در معرض پریتونیت باکتریایی خود به خودی قرار دارند.

مقادیری از پروتئین های موجود در غذا بعد از هضم و جذب به وسیله باکتری ها مورد مصرف قرار می گیرند که عموماً در داخل روده ها قرار دارند زمانی که پروتئین ها در موارد ویژه خود مورد مصرف قرار می گیرند. باکتری ها موادی را که می سازند به درون روده آزاد و رها می سازند در نتیجه این مواد می توانند جذب بدن شوند. به عنوان مثال بعضی از این مواد شامل آمونیاک که شامل اثرات سمی برروی مغز دارند.

به طور معمول این مواد سمی از طریق روده و ورید باب (پورت) در مسیر کبد جایی که آنها حمل میشوند از خون سم زدایی میشوند.

همانطور که قبلاً هم بحث شد زمانی که سیروز باشد سلولهای کبدی نمی توانند کار خود را بطور معمولی انجام دهند که این در نتیجه آسیب خوردگی ناشی میشود که از فقدان ارتباط عادی با خون دارد.

بعلاوه مقدار از عبور دادن خون ورید پورت از طریق وریدهای دیگر تامین میشود. نتیجه و حاصل این اختلال این است که مواد سمی نمی توانند به وسیله سلولهای کبدی دفع و برداشته شوند و در عوض مواد سمی در خون تجمع می یابند عمل کرد. مغز مختل میشود این حال آنسفالوپات کبدی نامیده میشود. در این حالت خواب در طی روز بهتر از شب است (عکس حالت و الگوی عادی)

پاره ای از علائم زودرس انسفالوپاتی:

علائم دیگر شامل: زودرنجی، عدم توانایی در تمرکز یا اجرای محاسبات فقدان و از دست دادن حافظه اگیجی، کاهش سطح هوشیاری و نهایتاً انسفالوپاتی کبدی باعث کما و مرگ میشود.

همچنین مواد سمی باعث حساسیت بیش از حد مغز بیماران سیروزی نسبت به داروهائیکه بطور عادی تصفیه شده و سمیت آنها توسط کبد زدوده میشود ایجاد می کند.

داروهائیکه بطور معمول به وسیله کبد سم زدایی می شوند براجتناب و مسمومیت در سیروز دوز مصرفی آنها کاهش داده میشود. مسک ها و داروهائیکه برای بهبود خواب استفاده میشوند بطور متناوب داروهایی ممکن است استفاده شوند که نیازی به سم زدایی و یا حذف از بدن توسط کبد نداشته باشند. برای مثال داروهایی که توسط کلیه ها دفع و تصفیه میشوند.

سندرم هپاتورنال (کلیوی کبدی):

بیماران سیروزی بدحال می توانند سندروم هپاتورنال را گسترش دهند این سندرم در جائیکه عمل کرد کلیه ها کاهش دارد مسئله و مشکل جدی را در پی دارد. در این سندروم هیچ آسیب فیزیکی در کلیه وجود ندارد در عوض این کاهش عمل کرد کلیوی باعث بوجود آمدن تغییراتی در جریان خون کلیه ها میشود.

سندروم هپاتورنال به عنوان نارسایی پیشرونده کلیه ها در تصفیه مواد از خون و تولید مقادیر کافی ادرار

با وجود مهم بودن اعمال کلیه نظیر احتباس نمک تعرزف میشود اگر برای بیمار دارای سندرم هپاتورنال کبد سالم پیوند شود و یا اینکه عمل کرد کبدی بهبود یابد کلیه ها معمولاً عمل کرد عادی خود را شروع خواهد نمود.

این مزمن وجود دارد که وقتی کبد نارسا باشد کاهش عمل کرد کلیه نتیجه تجمع مواد سمی در خون است.

دو نوع سندروم هپاتورنال وجود دارد: یک نوع آن که در طی ماهها و تدریجی رخ می دهد و نوع دوم که در مدت یک یا دو هفته به سرعت بروز می کند.

سندروم هیاتوپالمنونازی (سندرم ریوی کبدی):

به ندرت بعضی بیماران سیروزی پیشرفته به ندرت می توانند بصورت سندروم هپاتوپالمنونازی در آیند. این بیماران تنفس مشکل را می توانند تجربه کنند زیرا در سیروز پیشرفته هورمون های مشخصی آزاد میشوند که سبب عمل کرد غیرعادی ریه ها میشوند. مسئله اصلی در ریه ها وجود جریان ناکافی خون در عروق خونی کوچک در جایی که در تماس با آلوئولها و کیسه های هوایی می باشد. جریان خون در ریه ای که شانت اطراف آلوئولها بوده و نمی توانند از اکسیژن کافی اشباع شود. هوای موجود در آلوئولهای ریوی نتیجه تقلایی است که بیماران با تنفس های کوتاه حاصل نموده اند.

هیپراسپلنیسم (بزرگی طحال):

طحال به طور عادی به عنوان یک صافی و فیلتر درگیر انداختن سلول های پیر و فرسوده از گلبول های قرمز خونی و گلبولهای سفید خونی و پلاکت ها(جزء کوچک و مهم برای لخته) عمل می کند خونی که از طحال خارج میشود در محل ورید باب از روده ها می رسد. همچنین در سیروز با افزایش فشار ورید باب جریان خون طحال متوقف میشود. خون پس می زند و با برگشت آن در طحال تجمع می یابد. طحال از نظر سایز و اندازه متورم میشود حالتی که به اسپلنومگالی شباهت دارد. بعضی اوقات طحال به قدری متورم میشود که باعث درد شکمی میشود. وسیع شدن طحال باعث تصفیه بهتر و بیش از پیش گلبولهای خونی و پلاکت ها میشود تا اینکه مقادیر و تعداد آنها در خون کاهش یابد.

هیپراسپلنی هم برای توصیف این حالت به کاربرده میشود و با کاهش شمارش گلبول های قرمز خون (آنمی) و کاهش شمارش گلبولهای سفید (لکوپنی) و یا کاهش شمارش پلاکت (ترومبوسیتوپنی) منطبق است. آنمی می تواند باعث ضعف و بی حالی شود. لکوپنی به عفونت منجر میشود و ترومبوسیتوپنی می تواند فرایند لخته شدن خون را مختل کند که عواقب آن در دراز مدت با خون ریزی همراه خواهد بود.

سرطان کبد (کارسینوم سلول های کبدی):

عامل اول اینکه منشا تومور در کبد وجود دارد.

عامل دوم اینکه سرطان کبد منشا غیرکبدی دارد که از جایی دیگر از بدن به کبد متاستاز می دهد و پخش میشود.

معمولی ترین علائم و نشانه های سرطان اولیه کبد: درد شکم و متورم و پهن شدن شکم، کاهش وزن و تب می باشد.

علاوه براین سرطان کبد می تواند تعدادی از مواد را تولید و آزاد کند.

افرادیکه کاهش شمارش گلبول های قرمز (ارتیروسیتوزیس) کاهش قند خون (هیپوگلیسمی) و افزایش کلسیم خون (هیپرکلسمی) دارند جهت کسب اطلاعات کافی به بخش سرطان و کبد مراجعه نمایند و مطالعه داشته باشند.

منبع:                                                  WWW.Medicienet.com